<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://khakgolgon.loxblog.com</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com</link>
<description>هدیه ای به ساحت اقا امام زمان (عج)</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>نقش حجاب و عفاف در عظمت زن</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/نقش-حجاب-و-عفاف-در-عظمت-زن</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/نقش-حجاب-و-عفاف-در-عظمت-زن</guid>

<description><![CDATA[
در قرآن کریم، هفت بار واژه &laquo;حجاب&raquo; بکار رفته است و با در نظر گرفتن آیات قرآنی می&zwnj;توان فهمید حجاب در قرآن به طور اخص به معنای جدایی و پرده به کار رفته است. اما معنایی که امروزه از آن استنباط می&zwnj;شود، معنای تحول یافته&zwnj;ای از واژه قرآنی آن می&zwnj;باشد.....

چکیدهیکی از بنیادیترین اعتقادات مسلملنان حجاب است. از نظر قران حجاب دارای معنای خاصی میباشد. قبل از اینکه وارد هرگونه تعریفی از حجاب شویم نیاز است فلسفه حجاب وکیفیت ان رابشناسیم وفرق ان را با عفاف بدانیم.در ادامه باید بیان کنیم حجاب زن یک امر فطری است.درمورد عفاف نظرییات مختلفی مخصوصا از دیدگاه پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) و امام خمینی(قدس سره) امده است که در آنها فواید عفاف ومراتب واثار بی عفتی و...بیان شده است دراخر لازم است متذکر شویم مسله حجاب تنها در اسلام مطرح نشده بلکه درادیان غیراسلامی وحتی در ایران قبل از امدن اسلام حجاب به عنوان یگ مسئله مهم مطرح بوده است. وسعی بر ان است دراین مقاله مختصری از ان بیان شود.مقدمهدرفرهنگ مسلمانان یکی از اساسی ترین اعتقادات مساله حجاب وپوشش زنان است.حجاب به معنای پوششی که زن را از دنیای مرد جدا میکند طبق یک وظیفه اسلامی وبه عنوان یک دستور دینی بر مسلمانان واجب شده ومسلمانان هم به عنوان یک فریضه ان را انجام میدهند .اماایا تاکنون با خود فکر کرده ایم که حجاب برای چه واجب شده؟ایا تاکنون به غیر از جنبه تعبدی ان واینکه ما مسلمانیم&nbsp;ومسلمان باید احکام را بدون چون و چرا قبول کنند فکر کرده ایم؟اگر هر انسان عاقلی با خود کمی فکر وتجزیه وتحلیل کند به این مطلب اذعان میکند که حجاب جدای از دین برای سلامت روحی وجسمی وفکری بشر یک امر الزامی است.و دلیل واضح بر این مطلب مطرح بودن حجاب در تمامی ادیان حتی قبل از ظهور اسلام و مخصوصا ادیان غیر اسلامی وخصوصا جوامع غیر دینی است.سعی ما دراین مختصر این است که معنای حجاب وعفاف واینکه تنها مختص به اسلام نیست را برای شما روشن کنیم.(واژگان کلیدی) :حجاب.عفاف. جلباب.بی عفتی.زنان. حجاب غیر اسلامی.حجاب ایرانی.مفهوم کلمه حجاب (پوشش)حجاب:در پرده کردن، حجب، بازداشتن از در آمدن (از منتهی الارب).&laquo;دهار&raquo; و &laquo;زوزنی&raquo; به معنی روگیری، عفاف، شرم کردن، حیا:مرا به عرض تمنا حجاب نگذارد وگر خموش شوم اضطراب نگذارد ،لغت حجاب به معنی جدایی، پوششی است که زن را از دنیای مرد، جدا می&zwnj;کند. در مفهوم دیگر، حجاب، حدفاصل بین برگزیده و لعن شده و نیز به معنی جوهر مادی در معراج عرفانی به کار می&zwnj;رود:تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز&laquo;حجاب&raquo; به مفهومی دیگر: حد نهایی جدایی مذهبی &ndash; اجتماعی که شمول روحی این جهان می&zwnj;باشد، به کار رفته است. گاه به معنای ایستای خود، جنبه دیالکتیک دارد، یعنی مبادله یا برخورد که تغییرات یک وضع را شامل می&zwnj;شود.اما مفهوم اخص آن، پوششی است که در اطراف یک زن یا یک شیء قرار می&zwnj;گیرد تا او را کاملاً از دیدگاه عموم محفوظ دارد.مفهوم قرآنی حجابدر قرآن کریم، هفت بار واژه &laquo;حجاب&raquo; بکار رفته است و با در نظر گرفتن آیات قرآنی می&zwnj;توان فهمید حجاب در قرآن به طور اخص به معنای جدایی و پرده به کار رفته است. اما معنایی که امروزه از آن استنباط می&zwnj;شود، معنای تحول یافته&zwnj;ای از واژه قرآنی آن می&zwnj;باشد. به عبارت دیگر کلمه حجاب تغییر کرده و به جای کلمه یستر و ستر، به معنای پوشش و پوشاندن به کار رفته است.هدف اسلام از پوشش زنان در واقع حفاظت آنها از نگاه شهوت&zwnj;زای مردان و بسیاری مسائل دیگر روانی و اخلاقی می&zwnj;باشد که آیات قرآن و احادیث و فتوای مراجع و مجتهدان بزرگ، گواه این منظور است.سوره اعراف آیه 46:و بینهما حجاب و علی الاعراف رجال یعرفون کلا بسمیهم و نادوا اصحاب الجنه ان یدخلوها و هم یملمعون.&laquo; میان بهشتیان و دوزخیان حائلی است و بر بالای آن مردمی هستند هک همه خلایق را به سیما و رخسارشان می&zwnj;شناسند.و اهل بهشت را ندا دهند که سلام بر شما، اینان به بهشت در نیامده&zwnj;اند اما طمع آن را دارند.&raquo; معنای حجاب در این آیه روشن است و آن ساتری است که بین دو چیز حائل شود، و &laquo;اعراف&raquo; به معنای قسمتهای بالای پرده و تلهای شنی، و &laquo;عرف&raquo; بمعنی یال و قسمت بالای هر چیز است.معلوم می&zwnj;شود که برای این کلمه به هر معنا که استعمال می&zwnj;شود، معنای بلندی در آن است و از اینکه حجاب را قبل از اعراف ذکر کرده و همچنین از اینکه فرموده: اهل اعراف مشرف بر جمیع مردم از بهشتیان و دوزخیانند، معلوم می&zwnj;شود، مراد از اعراف قسمتهای بالای حجاب است که حایل بین دوزخ و بهشت است، بطوریکه اعرافیان از آنجا، هم دوزخیان را می&zwnj;بینند و هم بهشتیان را.قرآن مجید در سوره مریم آیه 17 می&zwnj;فرماید:فاتخذت من دونهم حجاباً فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشر سوِیّا.&laquo;در مقابل آنان پرده&zwnj;ای آویخت، پس ما روح خود را نزد او فرستادیم که بصورت انسانی تمام عیار بر او مجسم گشت.&raquo; در واقع حجاب به معنای هر چیزی است که چیزی را از غیر خدا بپوشاند و از این کلمه چنین بر می&zwnj;آید که گویا &laquo;مریم&raquo; خود را از اهل خویش پوشیده داشت تا قبلش فارغ&zwnj; تر برای اعتکاف و عبادت باشد.سوره الاسراء آیه 45:و اذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایؤمنون بالاخره حجاباً مستوراً.&laquo;چون قرآن را می&zwnj;خوانی، مامیان تو و میان کسانی که به روز جز ایمان نمی&zwnj;آورند، حجابی ساتر قرار می&zwnj;دهیم.&raquo; ظاهراً اینکه حجاب را با صفت مستور توصیف نموده، می&zwnj;رساند که حجاب مزبور حجابی است که به چشم نمي&zwnj;آید، بر خلاف سایر حجابهای معمولی، که با آن چیزی را با چیز دیگر پنهان می&zwnj;کنند. و معلوم می&zwnj;شود که این حجاب معنوی است که خداوند میان رسول خدا(ص)، از این جهت که خواننده قرآن و حامل آنست، و میان مشرکین که ایمان به روز جزا ندارند افکنده و او را از ایشان پنهان نموده و در نتیجه نمی&zwnj;توانستند حقیقت آنچه از معارف قرآن نزد وی است، بفهمند و بدان ایمان آورند و یا اذعان کنند که او به راستی فرستاده خداست، که به حق به سوی ایشان فرستاده شده است.سوره احزاب آیه 53:یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم الی طعام غیر ناظرین اناه و لکن اذا عیتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا و لا مستأنسین لحدیث ان ذالکم کان یؤذی النبی فیستحیی منکم و الله لا یستحیی من الحق و اذا سألتموهن متاعاً فسئلوهن من وراء حجاب ذالکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن و ما کان لکم أن تؤذوا رسول الله و لا ان تنکحوا ازواجه من بعده ابداً أنّ ذلکم کان عند الله عظیماً. و اما کلمه حجاب در این آیه معنایش این است که اگر بخاطر حاجتیکه برایتان پیش آمده، ناگزیر شدید با یکی از همسران پیامبر صحبتی بکنید، از پس پرده صحبت کنید، این جمله مصلحت حکم نامبرده را بیان می&zwnj;کند، و می&zwnj;فرماید: برای اینکه وقتی از پشت پرده برای ایشان صحبت کنید دلهایتان دچار وسوسه نمی&zwnj;شود، و در نتیجه این رویه، دلهایتان را پاک&zwnj;تر نگه می&zwnj;دارد.سوره (ص) آیه 31:فقال ابی احببت حب الخیر عن ذکر ربی حتی تورات بالحجاب.در این آیه (حتی حجاب) ضمیر در &laquo;تورات&raquo; به طوری که گفته&zwnj;اند به کلمه شمس بر می&zwnj;گردد و مرا به تواری خورشید، غروب کردن و پنهان شدن در پشت پرده افق است. پس حاصل معنای آیه این است که من آنقدر به اسب علاقه&zwnj;مندم که وقتی اسبان را بر من عرضه کردند، نماز از یادم رفت، تا وقتش فوت شد و خورشید غروب کرد.سوره فصلت آیه 5:وقالوا قلوبنا فی اکنه مما تدعونا الیه و فی آذاننا و قرٌ و من بیننا و بینک حجاب فاعمل اننا عاملون. منظور این است که بین ما و تو حجابی و حائلی زده شده است، که نمی&zwnj;گذارد ما و تو ، یکجا و بر سر یک مسئله جمع شویم. تو بر دین خودت عمل کن و ما هم بر طبق دین خود عمل خواهیم کرد.سوره شوری آیه 51:و ما کان لبشر ان یکلمه الله و حیا او من وراء حجاب در این آیه سخن گفتن خدا با بندگانش به یکی از سه طریق است، اول به وسیله وحی، دوم پس پرده حجاب و سوم بوسیله فرستادن رسول، که به اذن خود، هر چه بخواهد به او وحی می&zwnj;کند.در این هفت آیه همه جا حجاب، به معنی پرده و مانع به کار رفته است و مفهومی که امروزه از آن استنباط می&zwnj;شود، معنای تحول یافته&zwnj;ای از واژه قرآنی آن می&zwnj;باشد. به عبارت دیگر کلمه حجاب تغییر کرده و از مفهوم قرآنی خود اندکی دور گردیده و به کلمه ستروستر، به معنی پوشش و پوشاندن بکار رفته است. البته بهتر بود کلمه ستر را به کار می&zwnj;بردند چون کلمه حجاب بیشتر به معنی پرده می&zwnj;باشد، از این رو غیر مسلمانان فکر می&zwnj;کردند چون زن مسلمان با حجاب شده پس باید پشت پرده و در خانه بماند، در حالیکه معلوم است هدف اسلام از پوشش زنان در واقع حفاظت آنان است.چنانکه در آیات سوره&zwnj;های نور و احزاب و سایر آیاتی که راجع به پوشش زن بحث شده، محدوده رابطه زن و مرد بدون به کار بردن کلمه حجاب به ما نشان می&zwnj;دهد. تنها آیه&zwnj;ای که کلمه حجاب در آن بکار رفته، همان آیه 51 سوره نور است که در آن همسران پیامبر خدا به نام &laquo; امهات المؤمنین&raquo; یاد گردیده است. اسلام می&zwnj;خواسته &laquo;امهات مؤمنین&raquo; که خواه و ناخواه احترام زیادی در میان مردم داشته&zwnj;اند، در گیر مسائل سیاسی و اجتماعی نگردند.فلسفه حجابزن، این موجود ظریف، مظهر جهان خلقت است و اسلام می&zwnj;خواهد این گوهر گرانبها در گنجینه حجاب، مستور باشد تا از آفات هوسها مصون بماند. از طرفی حجاب، نوعی ارزش و احترام برای زنان به دنبال می&zwnj;آورد تا نا محرمان هوسران، آنها را به دیده حیوانی ننگرند.&laquo;حجاب برای این است که زنان، شناخته نشوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند&raquo;(1)در مخزن شرف، گهری چون حجاب نیست شمشیر دیده را سپری جز حجاب نیستزن تا زمانی که در غنچه حجاب است، هیچ کس هوس چیدن آن را نمی&zwnj;کند. اما همین که حجاب کنار رفت و این غنچه باز شد، آن را خواهند چید و پس از چند روز که پرپر و پژمرده شد به کناری خواند افکند.کیفیت حجاب :پوشش واقعی پوششی است که بدن انسان را از نامحرمان بپوشاند و نازک و بدن نما نباشد .علی (ع) فرمود : &laquo; عَلیکُم بِالصَّفیقِ مِنََ الثِیابِ فَاِنَّ مَنْ رَقَّ توبُهُ رَقَّ دینُه (2)&raquo;از لباس نازک بپرهیزید زیرا کسی لباسش نازک است ایمانش هم ضعیف و کم رنگ است .حجاب باید همراه با حجب و حیا باشد . بسیاری از خانمها پوشش ظاهری شان کامل است اما نحوة پوشیدن و رفتار و راه رفتن آنها به گونه ای است که جلف و سبک می نماید و جلب توجه می کند و در شأن یک خانم با حجاب نیست . باید حجاب ظاهر و باطن همراه باشد .همواره باید توجه داشت انتقال ارزشها از اوان کودکی آغاز می شود .برای اینکه انسان بتواند از نامحرمان و گناهان محفوظ ماند باید خود را در لباس و حفاظ تقوا قرار دهد و برای اینکه دامن زنان از بی عفتی پاک باشد لازم است خود را در حفاظ و حجاب و عفاف قرار دهند .معنی عفاف :عفت، یعنی نگاه داشتن نفس از چیزهایی که حرام است یا انجام آن شایسته نیست.شهید مطهری در تعریف عفاف می فرماید: &laquo; عفت ، حالتی نفسانی است به معنی رام بودن قوه ی شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان؛ تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن(3)&raquo;حضرت علی درباره حقیقت عفت می فرماید:الصبر علی الشهوه عفه. عفت مقاومت در برابر شهوتها است.همچنین در روایت دیگری می فرماید : العفاف زهاده(4)عفت، بی رغبتی نسبت به خواسته های نفسانی است.و اما عفیف به کسی گفته می شود که در برابر خواسته های نفسانی،&zwnj; ازجمله، کششهای جنسی، مقاومت نموده، خود را حفظ نماید .فرق عفاف و حجاب :مساله اصلی و بنیادین عفت است. عفت فراتر و برتر از حجاب است .حجاب ، همان پوشش ویژه وعفت، یک خصلت و بینش و منش است .حجاب، پوششی بیرونی است؛ ولی عفت، هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است.حجاب می تواند ریایی، تحصیلی، ظاهری و یاغیره اختیاری باشد؛ ولی عفت، یک خصلت و ارزش اختیاری است. عفت نمودهای گوناگونی دارد؛ ازجمله: عفت درنگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و ... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی عفت در نگاه، سخن گفتن و یا امور جنسی نداشته باشد که این خودنمونه حجاب بدون عفت است، بنابراین برای سالم سازی جامعه به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد .قرآن وعفاف :قرآن، از این ارزش انسانی و اسلامی با واژه هایی چون عفاف، احصان و حصور، با عظمت یاد نموده، یکی از ویژگیهای مؤمنان راستین را پاکدامنی و عفاف می داند؛ والذینهم لفروجهم حافظون(5)آنان (مومنین ) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند .در اهمیت عفاف همین بس که خداوند در قرآن،&zwnj; سوره ای به نام &laquo; سوره نور&raquo; به بیان لزوم عفاف اختصاص داده و شیوه های رسیدن به آن و مبارزه با آلودگی های جنسی را بیان فرموده است. قرآن در بیان مهیج ترین ماجراهای تاریخی، چون داستان حضرت یوسف (ع) جانب عفاف را رعایت نموده است . به بیان دیگر باید گفت : قرآن کتاب عفاف است و برنامه ای برای کسانی که بخواهند این راه سعادت بخش را در پیش گیرند .حجاب زن یک امر فطری است :گذشته از دلایل عقلی و نقلی که در دست است،&zwnj;ممکن است گفته شود حجاب برای زن از آغاز خلقت یک امر طبیعی و فطری به شمار می رفته است. ابن عباس می گوید(6)آدم علیه السلام پس از یک توقف کوتاه در بهشت که نصف روز از روزهای آخرت بود به کوه نوذ در کشور هنرو حوا به جده پیاده شدند، برهنه و عریان بودند خداوند امر کرد یکی از هشت جفت قوچی که از بهشت به ایشان عطا کرده بود ذبح کنند سپس حوا پشم آن را رشت،&zwnj;با دست یاری آدم (ع) از تابیده های آن یک جامه بلند برای آدم و یک پیراهن و روسری جهت حوا بافته شد. بدین وسیله بدن انسانهای نخستین پوشیده گردید و از برهنگی و شرمندگی آن نجات یافت.این داستان می رساند: پیش از اسلام حجاب و نقاب بوده و بشر در بدو خلقت قبل از آنکه شرایع آسمانی گوش زد وی گردد می بینیم انسان نخستین مأمور به پوشش خود میگردد.عفاف ازدیدگاه پیامبر(ص)وحضرت علی(ع):پیامبر گرامی اسلام که از وی به عنوان مظهر عفاف(7) یاد میکنیم، تلاش بسیاری برای مالکیت عفاف و پاکدامنی نموده تا جامه ای بسازد که در آن، عفاف و پاکی،&zwnj;ارزش و بی عفتی،&zwnj;ضد ارزش به شمار آید.پیامبر در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاسدار پاکدامنی وعفاف باشند(8) و فرمودند: &laquo; لا یقعدن مع الرجال فی الخلا :زنان با مردان نامحرم نباید در خلوت بنشینند(9)&raquo;به پیامبر خبر رسید که در مدینه دو نفر با نامهای &laquo; هبت &raquo; و &laquo; ماتع &raquo; که از افراد هرزه هستند نزد مردان نشسته،&zwnj; از اوصاف زنان و لباسهای آنان حرف می زنند و با سخنان شهوت انگیز هوسهای آلوده را تحریک کرده،&zwnj; به حریم عفاف تجاوز میکنند. پیامبر آنها را احضار کرد و از مدینه به محلی به نام &laquo; العوایا &raquo; تبعید نمود. آنها فقط روزهای جمعه برای خرید غذا و لوازم ضروری به مدینه می آمدند و سپس به تبعیدگاهشان بازمی گشتند(10)عفاف در روایات،&zwnj;جایگاه خاصی دارد که به چند حدیث از جملات نورانی حضرت علی (ع) اشاره می نمائیم: افضل العباده العفاف(11)&zwnj; بهترین عبادت،پاکدامنی است .العفه راس کل خیر(12) : عفت ریشه و اساس تمام خوبیهاست .ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعفلم اجرا ممن عفعفف لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه(13)مجاهد شهید در راه خدا اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت برگناه دارد اما خویشتن داری می کند،&zwnj;چنین شخصی نزدیک است فرشته ای از فرشتگان خدا باشد.عفاف با همه ارزش و اهمیتی که دارد متاسفانه روز به روز شاهد کم رنگ شدن آن هستیم. حضرت امیر(ع) ضمن بیان علائم آخرالزمان می فرماید :صار الفسوق نسبا و العفاف عجبا(14)در آ&zwnj;ن زمان مردم به گناه افتخار می کنند و از پاکدامنی در شگفت فرو می روند .امروزه در جهان عفاف به عنوان یک ارزش شناخته نمی شود؛ حتی در کشورهای اسلامی،&zwnj; زنان عفیف و پاکدامن منزوی هستند و اصولاً بافت این گونه جوامع به گونه ای است که زنان پاکدامن نتوانند حضور اجتماعی فعال داشته باشند و گاهی رسماً&zwnj; اعلام می کنند که حضور دختران محجبه در مدارس و دانشگاهها ممنوع است .نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نهایت تلاش خود را برعفت عمومی جامعه معطوف داشته است؛ ولی متاسفانه کم نیستند خودباختگان وعزبزدگان و افراد خوشگذرانی که می خواهند بنیان عفت را در این کشور اسلامی واژگون کنند؛ بنابراین همه غیرتمندان جامعه وظیفه دارند در برابر فساد و بی عفتی ایستادگی کنندتا زنان و دختران، بهتر بتوانند مروارید عفاف خویش را پاسداری نمایند. عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم که ملائکه بالاترند یا انسان به حضرت فرمود : از جدم علی (ع) به خاطر دارم که فرمود :خداوند به ملائکه،&zwnj;عقل بدون شهوت و به چهارپایان، شهوت بدون عقل داد؛ اما به انسان هم عقل داد هم شهوت. همین انسان اگر عقل وی بر شهوتش غالب شود از ملائکه برتر و اگر شهوت وی برعقلش فایق آید از چهارپایان پست تر می گردد(15)عفاف از دیدگاه امام خمینی(ره):امام خمینی طی سفارش های متعدد درباره عفاف می فرمایند :&laquo; بانوان محترم اسلام ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند وجوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد ،&zwnj;به کشور تسلیم خواهند کرد وهیچ گاه در آن راهنمائی که قدرتهای بزرگ برای تباه کردن کشور ، پیش پای آنها گذاشته بودند، نخواهند رفت(16)&laquo; زنها باید درمیدان زهد و تقوا وعفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام،&zwnj;از حضرت زهرا تبعیت کنند.(17) &raquo;&laquo; وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهور و روسای جمهور مابعد و شورای نگهبان و شورای قضائی و دولت ، در هرزمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح کشور، منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پدران می شود از نظر اسلام و عقل، محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و کشور ، حرام است و برهمه ما و همه مسلمانان،&zwnj;جلوگیری از آن واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود.&raquo;(18)تعمیم عفاف :گاهی به نظر می رسد بحثی است ویژه بانوان؛ ولی بابررسی آیات و روایات در می یابیم که لزوم عفاف شامل مردان نیز می شود؛ اگر قرآن &laquo; والحافظین فروجهم &raquo; دارد &laquo; والحافظات &raquo; هم دارد(19)خدا در قرآن خطاب به مردان مومن می فرماید :قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم.(20)به مومنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند دامان خود را حفظ کنند .به زنان با ایمان هم می فرماید :قل للمومنات یغضن من ابصار هم و یحفظن فرجهن.(21)به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود ) فرو گیرند و دامان خود را حفظ کنند. و نیز در لزوم عفاف، تفاوتی بین افراد مجرد و متاهل وجود ندارد . گرچه قرآن، افراد مجرد را که نیاز بیشتری به تحصیل و تقویت ملکه عفاف دارند، مورد خطاب قرار داده می فرماید:ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله.(22)آنان که مقدمات ازدواج برایشان فراهم نیست باید عفت پیشه کنند تا خدا از فضلش آنها را بی نیاز سازد.از آنجا که افرادی با وجود داشتن همسر، به دلیل عدم مقاومت در برابر کششهای جنسی به انحراف کشیده شده اند می توان گفت در لزوم عفاف تفاوتی بین زن ومرد ، مجرد و متاهل وجود ندارد.فواید عفاف :امام علی (ع) در یک جمله زیبا این مطلب را بیان فرموده اند :العفه راس کل خیر(23)عفت، منشا تمام نیکیهاست .در اینجا به چند نمونه از فواید عفاف اشاره می کنیم :1.حفظ نفس :عفاف موجب کنترل و حفظ نفس از بدیهاستعلی (ع) فرمود : پاکدامنی ، نفس را حفظ می کند و از پستیها دور می&zwnj;دارد(24) و در روایتی دیگر می فرماید : ثمره العفه الصیانه(25) میوه عفت ، محفوظ ماندن است2.عزت و سربلندی :انسان در سایه عفاف عزت پیدا می کند و کسانی که هرچه می خواهند می خورندو آنچه می خواهند میگویند و دائماً&zwnj; به دنبال هوسرانی هستند، نزد دیگران اعتبار و ارزشی ندارند.3.سلامت جامعه :عفاف سلامت جامعه را به دنبال دارد؛ زیرا جامعه را افراد آن تشکیل می دهند و اگر افراد، اصلاح شوند جامعه نیز اصلاح خواهدشد . عفاف موجب مصونیت پسران و دختران جوان از آشفتگیهای ذهنی، بزهکاری، آوارگی و بلاخره بیماریهای روحی و روانی می شود و از انحطاط اخلاقی جامعه و از هم پاشیدگی خانواده ها جلوگیری می کند .4.فرونشاندن آتش شهوت :حضرت علی (ع) می فرماید:العفه تضعف الشهوه : عفت ، شهوت را کاهش می دهد .5.پاکی اعمال :حضرت علی (ع) می فرماید :بالعفاف تزکوا الاعمال : به وسیله عفاف اعمال ، پاک می شود . آنگاه که پای نفس و امیال نفسانی درمیان نباشد اخلاص در عمل جای خود را باز خواهد کرد .6.قدر و منزلت الهی :از دیگر برکات عفاف ، قدر و منزلت و تقرب یافتن در درگاه خداوند است .حضرت علی (ع) می فرماید : من عف فف وزره و عظم عند الله قدره : کسی که عفت داشته باشد ،&zwnj;گناهانش سبک و منزلتش در درگاه خداوند زیاد خواهد شد.7.قناعت :حضرت علی (ع) می فرماید : ثمره العفه القناعه :&zwnj; محصول پاکدامنی قناعت است .انسان عفیف مسلماً&zwnj; شخص قانعی نیز هست ،&zwnj; زیرا کسی که مزین به زینت عفاف است روح بلندی دارد که خودرا از بی عفتی در امور مختلف بی نیاز می بیند و از حد خویش تجاوز نمی کند8.استحکام بنیاد خانواده :همانطور که عفاف، موجب تحکیم خانواده است می توان گفت یکی از علل تزلزل خانواده ها نیز بی عفتی است .اگر جوانان ،&zwnj; قبل از ازدواج،&zwnj; با جنس مخالف خود درتماس نباشند ازدواج برای آنها به یک آرزو تبدیل می شودمراتب عفاف :عفاف مراتبی دارد که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم :مرتبه اول : عفت در میل جنسیبه این معنی که انسان برای خاموش کردن شهوت خود به اعمال منافی عفت و حرام متوسل نشود و آن میل را درجهت صحیح و حلال خود هدایت کند .مرتبه دوم : عفت در اعضای بدنبه این معنی که انسان علاوه بر کنترل شهوت،&zwnj; هریک از اعضای بدن خود را از گناه بازدارد؛ چشم را از دیدن حرام وگوش را از شنیدن غیبت و ناروا دور دارد؛ زبان را از کلامی ناحق و غیبت دیگران و دست و پا را از رفتار گناه آلوده بازدارد .مرتبه سوم : عفت در افکاربه این معنی که انسان علاوه بر کنترل اعضای بدن نسبت به گناه،&zwnj; حتی فکر گناه نیز به ذهنش خطور نکند. آدمی به جایی برسد که ظاهرو باطنش یکسان و وجودش مجسمه عفاف باشد؛ نه مرتکب گناه شود و نه حتی به فکر انجام آن افتد .پیامبران، امامان، معصومین و همچنین مقربین درگاه الهی از این جمله اند .آثار بی عفتی1.بی اعتمادیدرجامعه ای که بی عفتی رواج داشته باشد افراد نسبت به یکدیگر بی اعتماد خواهند شد؛ پسر جوانی که قصد ازدواج دارد مدت زیادی را صرف تحقیقات می کند و سرانجام به جایی نمی رسد و دختری که می خواهد ازدواج کند نمی تواند در مورد خواستگارانش بطور قطع تصمیم گیری کند و همسران نیز به گونه ای به هم بدبین می شوند؛ چرا که هریک، احتمال خیانت و بی وفایی نسبت به دیگری می دهد .2.سقوطبی عفتی پرتگاهی است مخوف و هر ملتی که در این پرتگاه سقوط کند ، عزت و عظمت و همت و مردانگی خود را که یگانه ضامن سلامت و سعادت جامعه است از دست خواهد داد .3.جدائی و طلاقهنگامی که عفت و حیا در جوامع،&zwnj;جای خود را به بی عفتی و بی بندو باری بدهد، اعتماد از بین مردم و افراد خانواده و زن، شوهر، رخت برمی بندد و این شک و تردید ها خود یکی از عواملی است که به اختلافات دامن می زند و بالاخره کارشان به جدایی خواهد انجامید .4.سست شدن بنیاد خانوادهنیاز جنسی از عوامل بنیادین تشکیل خانواده و پایداری آن است؛ در سرزمینی که برآوردن این نیاز با شیوه های متنوع و آزادانه ممکن باشد، افراد جامعه دلیلی برای تن دادن به محدودیت ها و مشکلات زندگی و تشکیل خانواده درخود نمی بینند؛ از این رو سن ازدواج بالا می رود و کانون های گرم خانواده تشکیل نخواهد شد،&zwnj; که این خود آثار سوء دیگری را در پی خواهد داشت .5.رکود فکر و استعدادیکی دیگر از آثار بی عفتی،&zwnj;رکود فکری وعدم رشد استعداد های عالی چون خداگرایی و کسب علم است. عدم کنترل میل جنسی سبب می شود که تمام حواس و توجهات انسان برهوسبازی ها و بی بندباری ها معطوف گردد و دیگر جایی برای انجام هیچ کار و شکوفایی هیچ اندیشه و استعدادی باقی نمی ماند . از این رو تمام استعداد های عالی انسان با ورود این دشمن قوی پنجه ، میدان تلاش را ترک گفته و به گوشه ای می خزند .6.خیانت ،&zwnj;عامل خیانتجهان، جهان عمل و عکس العمل است و هر عمل خیر و شری انعکاس خاصی دارد .قرآن در این زمینه می فرماید : ان احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها.(26) اگر نیکی کردی به خویش کرده ای و اگر بدی کردی به خویش بدی کرده ای .پیامبر اکرم فرمودند :نیکی کنید تا به فرزندان شما نیکی کنند و نسبت به زنان دیگران عفاف پیشه کنید تا زنهای شما نیز عفت داشته باشند(27)امام باقر (ع) می فرماید :از چیزهایی که خداوندبه حضرت موسی وحی کرد این بود که اگر کسی به ناموس دیگران خیانت کند ، دیگران هم به ناموس او خیانت خواهند کرد هرچند در نسلهای بعد از او باشد ونیز فرمود : ای موسی ! پاکدامن باش تا خانواده ات پاکدامن باشند(28)جلباب :کلمه جلابیب ، جمع جلباب است و آن جامه ای است که یا به طور سرتاسری تمامی بدن را می پوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را می پوشاند و منظور از جمله ( پیش بکشید مقداری از جلباب خود را )، این است که آن را طوری بپوشانید که زیرگلو و سینه هایشان پیدا نباشد .ذالک ادنی ان یعرفن فلا یوذین .یعنی پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سوادند، نزدیکتر است در نتیجه به این عنوان شناخته شدند ، دیگر اذیت نمی شوند ، یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنها نمی گردند .حجاب بر هرزنی واجب است الا زن مسن ، که می تواند بی حجاب باشد ، البته در صورتیکه کرشمه و تبرج نداشته باشد .جمله : &laquo; ان یستعففن خیر لهن &raquo;&zwnj; کنایه است از خود پوشی ، یعنی همین زنان سالخورده نیز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است و جمله &laquo;&zwnj;والله سمیع علیم &raquo; تعلیل حکمی است ه تشریع کرده ، و معنایش این است که خداوند شنواست آنچه را که زنان به فطرت خود درخواستش را دارند ، وداناست به احکامی که به آن محتاجند .حجاب در حیات اسلامی :]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فتح الفتوح خرمشهر</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/فتح-الفتوح-خرمشهر</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/فتح-الفتوح-خرمشهر</guid>

<description><![CDATA[
در این سخنان برخی از شهدای خرمشهر و عملیات بیت المقدس را اورده ایم.

شهید محمد ملحاوی
&nbsp;
ای دوستان به شما نصیحت می کنم به خون شهدا لحظه ای بازنایستید و دنباله رو راه امام باشید.
&nbsp;
&nbsp;
شهید احمد قندهاری
&nbsp;
خدایا به من کمک کن زمانی که در برابر دشمن قرار می گیرم ثابت قدم باشم.
&nbsp;
&nbsp;
شهید علی خضری
&nbsp;
یا علی، اگر تو یک محراب خون داشتی ما بارها محرابهای خونین از ظلم ابن ملجمها تقدیم کرده ایم.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
شهید حسین حاجی شاه
&nbsp;
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ورنه هر سنگ و گلی لولو مرجان نشود
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
شهید محمدرضا باقری
متولد: خرمشهر
تاریخ عروج:10/2/61
محل عروج: جاده اهواز-خرمشهر
&nbsp;
وصیت نامه شهید: من فکر میکنم حرف شهدا،راه شهدا تقوا بود و رسیدن به لقاء بود و ما که می خواهیم با شهدا بیعت کنیم و حرفمان همان شود و تمامی کارمان بر این باشد که به آنجا برسیم که شهدا رسیدند باید به انقلاب مومن و وفادار باشند و بیایند در خط امام انقلاب را از دست کسانی که می خواهند ضربه بزنند آگاهانه و غیر آگاهانه در هر صورت حفظ کنند.
&nbsp;
شهید ابراهیم قاطعی
متولد: 1342
محل عروج: خرمشهر(عملیات بیت المقدس)
&nbsp;
وصیت نامه: در زندگی پیام حسین را همیشه در نظر داشته باشید آنجا که می گوید" ان الحیوه عقیده و جهاد" براستی که زندگی عقیده و جهاد است بدانید که دنیا همیشه شما را بسوی خود می خواند، انسان آنستکه دنیا را بدنبال خود بکشد نه اینکه به دنبال دنیا برود،همیشه در کارها خدا را در نظر بگیرید و توکل کنید و بدانید اگر کاری برای خدا بود از موانع طبیعی نترسد که خدا یاور شماست،امیدوارم همه شما در بپا شدن اسلام
&nbsp;کوشا باشید
&nbsp;
شهید اسماعیل خسروی دستگردی
متولد: 1340 خرمشهر
تاریخ عروج: 18/2/61
محل عروج: خرمشهر(عملیات بیت المقدس)
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
وصیت نامه شهید:بزرگترین نعمت لقاء پروردگار است. باید صبر و بردباری را پیشه کرد تا اینکه اجر صابرین را دریابیم شهید نمرده و نمیمیرد عزیزم که چنین کسی را از دست دادی او زنده است. خداوندا شهیدان را با شهیدان کربلا محشور بگردان و هر چه زودتر خرمشهر قهرمان را آزاد کن.
&nbsp;
شهید غلامرضا آبکار
متولد:&nbsp;&nbsp;خرمشهر1333
تاریخ عروج: 20/2/61
محل عروج: جاده اهواز-خرمشهر( عملیات بیت المقدس)
&nbsp;
وصیت نامه شهید: بنام الله که تمامی جهان از اوست روشنگر تمام دلهاست. شهادت مرگ نیست رسالت است رفتنی نیست جاودانه و ماندنی است جان دادن نیست،جان یافتنی است به اجبار رفتنی نیست به اختیار است مردن نیست تولد است. سکوت نیست فریاد است.
&nbsp;
شهید رضا جمیل پور
متولد:&nbsp;&nbsp;خرمشهر1345
تاریخ عروج: 22/1/66
محل عروج: خاک عراق کربلای8
&nbsp;
وصیت نامه شهید: انگیزه من همان انگیزه برادر شهیدم صادق بود که لبیک گفتن به ندای سرور و سالار شهیدان حسین است و امیدوارم با ریخته شدن خونم توانسته باشم جواب هل من ناصر ینصرنی حسین را بدهم امام را تنها نگذارید، امام راتنها نگذارید.
&nbsp;
شهید محمد ابراهیم زاده
متولد: 1341 خرمشهر
محل عروج: خرمشهر
تاریخ عروج: 19/2/ 61
&nbsp;
وصیت نامه شهید: شما برادران در خانه ساکت ننشینید بشتابید و زندگی در این دنیا را ول کنید و اما شما خواهران من میدانید شما با حجاب خود کمر دشمن را می شکنید.
&nbsp;
شهید کریم اقبال پور
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;متولد:1337
تاریخ عروج: 10/3/61
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;محل عروج: خرمشهر( عملیات بیت المقدس)
&nbsp;
وصیت نامه شهید: خدایا، ای بسیار پرده کش برعیبها، ای دانای پوشیده ها تمام گناهانم را بیامرز به احترام محمد و آل محمد(ص). ای خدای از کدام گناهانم بتو بگویم همین قدر که می توانم بگویم: ای کاش زبانم خلق می شد فقط برای گفتن سپاس تو را ای معبود، سپاس ای رحم کننده مومنین و سپاس تو را ای عزوجل و الهی العفوالعفو. خدایا محبان اسلام در انتظار حضرت غائبت چه ناله و چه گریه ها این رزمندگان در دل شبها نکرده اند؟ خدایا چرا مهدی(عج)نیامد.
&nbsp;
شهید شاکرجله حیزانی
متولد:1347خرمشهر
محل عروج: جزیره مجنون
&nbsp;
وصیت نامه شهید: با سلام به رهبر عزیز و نائب صاحب الزمان(عج) از این فرصتها استفاده کنید و خود را بسازید آلودگیهای شرک،خود پسندی را از وجودمان پاک کنیم تاشخصیت انسانی ما را در این کوره گداخته و به شدت ذوب شده تحت تاثیر جوهر ایمان به مکتب و اررزشهای متعالی ارتقاء و تکامل یابد. ما امام را درک نکرده ایم، اما نسل های آینده پی به عظمت او خواهد برد
&nbsp;
شهید سید فتح الله ارجعی
متولد: 1340 خرمشهر
محل عروج: خرمشهر
تاریخ عروج: 4/2/60
وصیت نامه شهید: خدایا من به هیچ کس امید ندارم برای آخرتم و برای دنیایم و برامروز فقر و بیچارگیم و جز تو کسی مرا از گناهانم خالی نمی کند. آه مادر افتخار کن پسرت تا خون در رگهای بدنش جریان دارد دست از حمایت امامش بر نخواهد داشت وچه خوب است که انسان در راه هدف الهی اش شهید شود.
&nbsp;
شهید محمد افزون
متولد: 1341 خرمشهر
محل عروج: خرمشهر
&nbsp;
وصیت نامه شهید: از نوشتن چیزی به نام وصیت نامه هراس به دل دارم چون میترسم که نفسم که هنوز نتوانستم برآن غلبه کنم بر من غلبه کند و ماندنم را در قالب کلمات جوری ادا کنم که قهرمان جلوه کنم.
&nbsp;
شهید محمد پورحیدری
متولد: 1342 خرمشهر
محل عروج: خرمشهر (عملیات بیت المقدس)
&nbsp;
وصیت نامه شهید: ملت ایران همبستگی خود را حفظ کنند و اگر همبستگی حفظ شد، شکست برایتان نیست و پیروزی اسلام صد درصد است. از تمام برادرانی که این وصیت نامه را می خوانند خواهش می کنم هر کاری از دستشان بر می آید کوتاهی نکنند و انجام دهند.
&nbsp;
&nbsp;
شهید سید محمد علی جهان آرا
متولد: 1333 خرمشهر
تاریخ عروج: 7/7/1360
محل عروج: کهریزک تهران
براثر سانحه هوایی سقوط هواپیما
وصیت نامه شهید: و تو ای امامم. ای که به اندازه تمامی قرنها سختیها و رنجها از دست این نابخردان خرد همه هیچ دان. لحظه لحظه این زندگی بر تو همچون نوح، موسی،عیسی و محمد(ص) گذشت. من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن خون جوانان خرمشهری بر می خیزد و آن این است که: ای امام، از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که سقوط کرد من یکماه به طور مدام کربلا را می دیدم.
&nbsp;
سخن شهید بعد از شهادت دو تن از رزمندگان سپاه خرمشهر:
ببینید برادران اینجا کربلاست و صحنه، صحنه عاشورا هر روز تعدادی از بچه ها کشته میشوند و من میخواهم بیعتم را از شما بردارم و بدانید که اینجا ماندن جز شهادت و جانبازی چیزدیگر نمی طلبید و هر کس که می خواهد برود برود و هر کس میخواهد بماند بماند.
راه سرخت همیشه سبز باد.
&nbsp;
شهید حیدر حیدری
متولد: 1341
محل عروج: مرز شلمچه
تاریخ شهادت: 31/6/59
وصیت نامه شهید: از زبان همسر شهید همیشه توصیه میکردند که این انقلاب خونهای هزاران هزار شهید و جوان مبارز و انقلابی است ما باید این سرمایه گرامی و عزیز را پاس داریم و مثل یک نگهبان باشیم تا آسیبی به انقلاب و مملکت وارد نشود.
&nbsp;
شهید احمد توپال
متولد:&nbsp;&nbsp;بصره1341
محل عروج: نهر عرایض(خرمشهر)
تاریخ عروج: 20/2/61
عملیات بیت المقدس
وصیت نامه شهید: بدانید که من بی هدف راه شهیدان و امام را دنبال نکردم و کسی هم مرا مجبور به رفتن این راه نکرد و شما مرا از دست نداده اید.
&nbsp;
&nbsp;
شهید سید حمید ارجعی
&nbsp;(معاون گردان تیپ22بدر)
متولد: 1337 خرمشهر
محل عروج: خرمشهر- نخلستان عرایض
تاریخ عروج: 10/2/61 عملیات بیت المقدس
وصیت نامه شهید: حضرت علی(ع) میفرماید: گرامی ترین مرگ کشته شدن است. از برادران می خواهم که به هیچ چیز فکر نکنند جز لطف و رحمت پروردگار چون در دنیا و آخرت چیزی به فریاد ما نمی رسد بجز رحمت خدا.
&nbsp;
&nbsp;
شهید سیف الله پازند
متولد: 1343
تاریخ عروج:14/3/64
محل عروج: جزیره مجنون
وصیت نامه شهید: کاروان عاشقان الله به پیش میرود و در راه خود هر چه پلیدی و ناپاکی است میشوید و سالکان کوی حق را به طرف خود می خواند.امروز تمام اسلام در مقابل تمام کفرقد برافراشته پس چرا نشسته ایم؟ چرا حرکت نمیکنیم؟ چرا در خوابیم؟چرا بیدار نمی شویم؟ چرا حقایق را نمی بینیم؟ چرا به خود نمی آییم؟
&nbsp;
&nbsp;
شهید عبدالمهدی آهکی
متولد: 1345 خرمشهر
تاریخ عروج: 19/2/61
عملیات بیت المقدس
محل عروج: خرمشهر
وصیت نامه شهید: تا آخرین قطره های خونمان برای پس گرفتن قسمتی از خاک کشورمان مبارزه خواهیم کرد. به امید پیروزی مسلمانان جهان و برقراری حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان.
&nbsp;
شهید شهناز محمدی زاده
متولد: 1339 خرمشهر
تاریخ عروج: 8/7/59
محل عروج: خرمشهر
&nbsp;
سلام مرا به پدر و مادرم برسانید و بگویید که مرا ببخشند و از راهی که انتخاب کرده ام راضی و خشنود باشند و من هم خوشحالم که در راه دین به شهادت می رسم.
&nbsp;
&nbsp;
شهید قاسم داخل زاده
تاریخ عروج: 20/2/61
عملیات بیت المقدس
&nbsp;
وصیت نامه شهید: خدایااگر در راه تو در وظیفه ای که داشتم یعنی هم مبازره با نفس و هم با دشمنان اسلام قصور کرده ام و سستی به خرج داده ام مرا ببخش.
&nbsp;
&nbsp;
شهید صادق جمیل پور
متولد: 1343 خرمشهر
محل عروج: خرمشهر
&nbsp;
وصیت نامه شهید: من راه خود را شناختم و دنبال می کنم راه من همان راه حسین ابن علی است و من می خواهم هل من ناصرا ینصرنی حسین ابن علی(ع) را جواب مثبت بدهم پدرعزیزم وقتی که خبر شهادتم را شنیدی ناراحت نباش وهر چه بیشتر از اسلام دفاع بکن خداوند می فرماید:حساب نکنید که شهیدان مرده اند بلکه زنده اند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
شهید علیرضا آبکار
متولد: 1338 خرمشهر
تاریخ عروج : 22/2/61
عملیات بیت المقدس
محل عروج: خرمشهر
&nbsp;
وصیت نامه شهید: پیرو راه امام و رهبر باشید .
&nbsp;
شهید علی خضری
متولد: 1342 خرمشهر
تاریخ عروج: 6/12/62
عملیات: والفجر6
محل عروج: تنگه چزابه
&nbsp;
وصیت نامه شهید: با درود بر شهدای اسلام از عصر آدم(ص) تا خاتم(ص).یا علی اگر تو یک محراب خون داشتی ما بارها محرابهای خونین از ظلم ابن ملجمها تقدیم کرده ایم. یا علی(ع) اگر در عصر عاشورا زمین کربلا شاهد بی کسی فرزندت حسین بود و ما حاضر نبودیم اینجا ما روح خدا را تنها نمی گذاریم. چنانچه به زیارت نجف و کربلا رسیدید جای من هم زیارت کنید.
&nbsp;
&nbsp;
شهید بهروز مرادی
متولد: 1335 خرمشهر
محل عروج: شلمچه
تاریخ عروج: 3/4/67
&nbsp;
دست نوشته های شهید: خدایا کجا بودیم؟ چه بر ما گذشت؟ آیا کسی از مظلومیت فرزندان روح خدا چیزی میداند؟ آیا کسی از رقص مرگ چیزی میداند؟ آیا کسی می داند که در کوچه های شهر،خون این حماسه آفرینان در میان دود خاکستری انفجار خمپاره های خصم،چه سان بر زمین می ریخت؟ یا هنوز همه در فکر این هستند که : ای کاش مرزها باز می شد و ماهم سری به دوستان خارج از کشور می زدیم.
معتقد هستم ما پیروز خواهیم شد و برای رسیدن به پیروزی باید از همه چیز گذ شت و دنیا را برای اهلش گذاشت و از سوراخهای تنگ تاریک محافظه کاری باید بیرون آمد.
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شهید هادی باغبانی</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/شهید-هادی-باغبانی</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/شهید-هادی-باغبانی</guid>

<description><![CDATA[
شهید هادی باغبانی در سال 1362 در روستای دار بدین روشن بهنمیر، از توابع شهرستان بابلسر متولد شد

شهید هادی باغبانی در سال 1362 در روستای دار بدین روشن بهنمیر، از توابع شهرستان بابلسر متولد شد. وی فرزند سوم خانواده بود. پدرش که کارمند راه&zwnj;آهن بوده بعد از تولد هادی، به بندر ترکمن منتقل شد و هادی دوران کدوکی خود را تا 6 سالگی در بندر ترکمن گذراند.
پس از انتقال پدر به فیروزکوه، هادی درسش را در فیروزکوه ادامه داد و پس از پایان دوره متوسطه، در رشته حسابداری در دانشگاه فنی کرج پذیرفته شد اما پس از مدتی تغییر رشته داده مدرک کارشناسی در رشته ارتباطات اجتماعی را از دانشگاه بوعلی تهران اخذ کرد.&nbsp;
علاقه هادی به هنر و به خصوص مستندسازی موجب شد که به این راه کشیده شود. او سابقه چند سال فعالیت مستندسازی در حوزه هنری، روایت فتح و صداوسیما داشت و این سال&zwnj;ها با اتحادیه رادیو تلویزیون&zwnj;های اسلامی همکاری می&zwnj;کرد.
پدر این شهید بزرگوار بعد از بازنشستگی به &zwnj;اتفاق خانواده به بابلسر عزیمت کرد اما هادی برای کار و تحصیل در تهران ماند.&nbsp;شهید باغبانی، در سال 1388 ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر به نام رضوانه است که در هنگام شهادت پدر تنها 3 سال داشت.&nbsp;
شهید هادی باغبانی، خبرنگار و مستندسازی بود که از ابتدای نبرد سوریه به همراه یک گروه از مستندسازان ایرانی برای ثبت دقیق جنایات سلفی&zwnj;ها و تکفیری&zwnj;ها در این کشور حضور پیدا کرده بود، در تاریخ 28 مرداد 92، در آخرین جنایت گروه&zwnj;های تروریستی مخالفان حکومت بشار در درگیری&zwnj;های مناطق حاشیه&zwnj;ای دمشق توسط تروریست&zwnj;های تکفیری جبهه النصره به شهادت رسید.
پیکر مطهر شهید هادی باغبانی ابتدا در تاریخ 30 مرداد 92، در محل سکونت سابق وی در محله حکیمیه تهران و سپس در تاریخ 31 مرداد سال 92، در زادگاه وی، شهرستان بابلسر و با حضور گسترده و حماسی امت حزب&zwnj;الله تشییع و در گلزار شهدای امامزاده ابراهیم (ع) این شهرستان به خاک سپرده شد.&nbsp;در مراسم تشییع پیکر این شهید فرهنگی، تعدادی از مسئولان ارشد استانی، نظامی، خانواده&zwnj;های شهدا و ایثارگران و اقشار مختلف مردم حضور داشتند.&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگينامه علامه محمد تقی جعفری</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/زندگينامه-علامه-محمد-تقی-جعفری</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/زندگينامه-علامه-محمد-تقی-جعفری</guid>

<description><![CDATA[
استاد علامه محمد تقي جعفري قدس سره به سال 1304 خورشيدي در شهر تبريز متولد شد و پس از تحصيلات عاليه علوم اسلامي در شهر تبريز، تهران، قم و نجف اشرف در محضر آيات عظام، ميرزا فتاح شهيدي، شيخ محمدرضا تنكابني، شيخ كاظم شيرازي، سيد عبدالهادي شيرازي، سيد ابوالقاسم خويي و سيد محسن حكيم كسب فيض نمود.

محمدتقی جعفری&nbsp;(&nbsp;مرداد&nbsp;۱۳۰۴&nbsp;- ۲۵&nbsp;آبان&nbsp;۱۳۷۷ ه.خ) (۱۳۴۳&nbsp;-&nbsp;۱۴۱۹&nbsp;ه. ق)، از جملهٔ&nbsp;فیلسوفان مسلمان&nbsp;و&nbsp;مولوی&zwnj;شناسان&nbsp;معاصرایرانی&nbsp;می&zwnj;باشد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;


محمدتقی جعفری


محمدتقی جعفری


زادروز
مرداد&nbsp;۱۳۰۴۱۳۴۳&nbsp;ه. قتبریز

درگذشت
۲۵ آبان&nbsp;۱۳۷۷۱۴۱۹&nbsp;ه. ق

آرامگاه
شهر&nbsp;مشهد,&nbsp;حرم امام رضادارالزهدمبارکه

ملیت
&nbsp;ایرانی

نام&zwnj;های دیگر
محمدتقی جعفری نیا

پیشه
فیلسوف مسلمان&nbsp;و&nbsp;مولوی&zwnj;شناس

لقب
علامه

مذهب
مسلمان ـ شیعه

والدین
کریم

وبگاه

پایگاه اطلاع&zwnj;رسانی استاد محمدتقی جعفری



زندگی&zwnj;نامه[ویرایش]
محمدتقی جعفری در مرداد ماه سال&nbsp;۱۳۰۴&nbsp;[۱]&nbsp;در محله&nbsp;جمشید آباد/عمو زین الدین&nbsp;شهر&nbsp;تبریز&nbsp;متولد گردید. نام پدر وی کریم بود. وی درس نخوانده بود، ولی حافظه&zwnj;ای بسیار قوی داشت و غالب سخنان پندآموز را به طرزی شیوا بیان می&zwnj;کرد. شغل پدر وی نانوایی بود و به کار و تلاش علاقه&zwnj;ای وافر داشت. مادرش درس&zwnj;های دبستان را در خانه به وی آموخت.
تحصیلات اولیه[ویرایش]
محمد تقی نزد مادر مقداری مقدمات دروس و&nbsp;قرآن&nbsp;را آموخت. آنگاه در مدرسهٔ اعتماد&nbsp;تبریز&nbsp;پایه چهارم و پنجم را با رتبه بالا گذراند. سپس به همراه برادرش مقارن سال&zwnj;های پایانی&nbsp;جنگ جهانی دوم&nbsp;به مدرسهٔ طالبیه تبریز رفته و تحصیلات علوم دینی را نزد استادان آنجا پی گرفت. تأمین هزینهٔ زندگی، او را ناگزیر ساخته بود تا صبح&zwnj;ها به تحصیل پرداخته، و بعد از ظهرها را کار کند.
تحصیلات عالی[ویرایش]
در سال ۱۳۱۹ ه.ش در ۱۵سالگی، زادگاه خویش را به قصد اقامت در&nbsp;تهران&nbsp;ترک نمود، و در&nbsp;مدرسه مروی&nbsp;نزد اساتید تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال، در سال ۱۳۲۲ ه.ش به شهر&nbsp;قم&nbsp;مهاجرت نمود، و ضمن تحصیل در&nbsp;مدرسه دارالشفای قم&nbsp;ملبس به لباس&nbsp;روحانیت&nbsp;گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد.
وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی&nbsp;نجف&nbsp;شد . وی بیست و سه ساله بود که به درجهٔ&nbsp;اجتهاد&nbsp;نایل گردید. وی در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ ه.ش پس از یازده سال اقامت در&nbsp;نجف، به&nbsp;ایران&nbsp;بازگشت.
استادان[ویرایش]
از استادان محمدتقی جعفری می&zwnj;توان از&nbsp;میرزا حسن موسوی بجنوردی،&nbsp;شیخ کاظم شیرازی،&nbsp;سید عبدالهادی شیرازی، آیت&zwnj;الله&nbsp;سید ابوالقاسم خویی، شیخ&nbsp;مرتضی طالقانی،&nbsp;میرزا حسن یزدی،&nbsp;سید محمود شاهرودی،&nbsp;سید جمال الدین گلپایگانی،&nbsp;سید محمد هادی میلانی، آیت&zwnj;الله شهیدی (صاحب حاشیه بر مکاسب) و&nbsp;سید محسن حکیم&nbsp;نام برد.
کتاب&zwnj;شناسی[ویرایش]
آثار زیادی از وی به جا مانده&zwnj;است، که چند نمونه از آنها عبارت&zwnj;اند از:

مجموعه آثار


تکاپوی اندیشه ها
عرفان اسلامی


اخلاق و مبانی


وجدان
اخلاق و مذهب


ادب و ادبیات


مبدأ اعلا
از دریا به دریا (کشف الابیات مثنوی مولوی)
سه شاعر(حافظ ، سعدی ، نظامی )
تحلیل شخصیت خیام


اندیشه های مولوی


تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی (15 جلد)
مولوی و جهان بینی ها
علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی
فکرواره مثنوی


انسان و جهان شناسی


ارتباط انسان - جهان
ایده&zwnj;آل زندگی و زندگی ایده&zwnj;آل
فلسفه و هدف زندگی
آفرینش و انسان
شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی
انسان در افق قرآن
حرکت و تحول از دیدگاه قرآن (به انضمام انسان در افق قرآن)


بررسی و نقد


بررسی و نقد نظریات دیوید هیوم در چهار موضوع فلسفی
توضیح و بررسی مصاحبه برتراند راسل - وایِت
بررسی و نقد برگزیده افکار برتراند راسل
بررسی و نقد کتاب &laquo;سرگذشت اندیشه ها&raquo;


حقوق سیاسی


حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب
حکمت اصول سیاسی اسلام


زیبایی شناسی و هنر


زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام
موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی


عرفان و معرفت


عرفان اسلامی


علوم جدید


بررسی فقهی و حقوقی طرح ژنوم انسانی


فقه


رسائل فقهی (منابع فقه )
الرضاع
تعبد و تعقل در فقه اسلامی


فلسفه (مضاف و مطلق)


همگرایی دین و دانش
نهایﮥ الادراک الواقعی بین الفلسفه القدیمه والحدیثه
تحقیقی در فلسفه علم


فلسفه عملی


علم و دین در حیات معقول
شناخت از دیدگاه علمی و قرآن


کلام و کلام جدید


الامر بین الامرین
جبر و اختیار
فلسفه دین


معارف مکتبی


نیایش امام حسین(ع) در صحرای عرفات
امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشروِ انسانیت
امید و انتظار
معارف الهی


نهج البلاغه


ترجمه و تفسیر نهج البلاغه (27 جلد)
ترجمه کامل نهج البلاغه
فکروارۀ نهج&zwnj;البلاغه


پرسش و پاسخ


تکاپوی اندیشه ها (2 مجلد)
در محضر حکیم
حیات معقول


کلیات


مجموعه مقالات
پیام خرد
طرحی برای انقلاب فرهنگی
فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو&nbsp;[۲]
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شهید ایت الله دستغیب</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/شهید-ایت-الله-دستغیب</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/شهید-ایت-الله-دستغیب</guid>

<description><![CDATA[
در عاشورای 1332 هجری قمری در شیراز متولد شدند. پدر ایشان مرحوم سید محمدتقی و جدشان مرجع بزرگوار آیت الله العظمی سید هدایت الله دستغیب و تقریبا با سی واسطه نسب شریفشان به جناب زید شهید فرزند حضرت سجاد (علیه السلام) می رسد.

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین از خاندان اصیل و روحانی هشتصد ساله دستغیب شیراز و از مفاخر جامعه روحانیت فارس بودند.در عاشورای 1332 هجری قمری در شیراز متولد شدند. پدر ایشان مرحوم سید محمدتقی و جدشان مرجع بزرگوار آیت الله العظمی سید هدایت الله دستغیب و تقریبا با سی واسطه نسب شریفشان به جناب زید شهید فرزند حضرت سجاد (علیه السلام) می رسد.تحصیلات مقدماتی و سطح را نزد اساتید مشهور آن زمان در شیراز همچون ملااحمد دارابی و آیت الله میرزا علی اکبر ارسنجانی و دیگران گذراندند و تحصیلات خارج و عالی را نزد اساتید بزرگ آن زمان در نجف اشرف مانند آیات عظام شیخ محمدکاظم شیرازی و آقا ضیاء الدین عراقی بودند که از نامبردگان و همچنین آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا آقا اصطهباناتی به دریافت گواهی اجتهاد نایل آمدند. با مراجعت به شیراز و همزمان با سقوط حکومت رضاخانی منشا خدمات بزرگ دینی و اجتماعی شدند. مسجد جامع عتیق شیراز را که یکپارچه مخروبه بود با همکاری صمیمانه مردم تجدید بنا نمودند و آن را از صورت خرابه به وضع فعلی در آوردند. کانونی جهت تبلیغات دین و شعائر اسلامی ایجاد نمودند.پس از اقامه نماز جماعت همه شبها بحث تفسیر قرآن و شبهاى جمعه برنامه دعاى کمیل و ایّام محرم و صفر و فاطمیه مجالس سوگوارى و بحثهاى ولایت اهل&rlm;بیت(ع) و ماه مبارک رمضان پس از نماز جماعت ظهر و عصر بحث اصول عقائد بطور مرتّب جریان داشت و این برنامه چهل ساله ایشان در این مسجد شریف بود که از قدیمى&rlm;ترین مساجد ایران (با قدمت بیش از یکهزار و یکصد سال) است.&nbsp;با شروع نهضت روحانیت در سال 1341 مبارزه ایشان با رژیم شاه که از زمان رضاخان ادامه داشت علنى و آشکار گردید و شبهاى جمعه پس از دعاى کمیل سخنرانى سیاسى و تهییج&rlm;کننده ایشان تا نیمه خرداد 42 در جمع انبوه شنوندگان نقش بزرگى در پیشبرد انقلاب داشت و نوار سخنرانى ایشان تا اقصى نقاط ایران منتشر مى&rlm;گردید.در خرداد 42 بازداشت و به تهران اعزام گردیدند و پس از آزادى از زندان مدّتى نیز تبعید بودند و در سال 43 نیز مجدّداً زندانى و تبعید گردیند و در سال 56 نیز مدّتى زندانى و یا در منزل محاصره و تحت نظر بودند و با تمام این فشارها حاضر به مذاکره و مصالحه با رژیم پهلوى نشدند، و پرچم مبارزات مردم فارس را در این مدّت پانزده ساله بر دوش داشتند.از خدمات ارزنده مرحوم شهید آیت&rlm;اللّه دستغیب تشکیل حوزه علمیه و تدریس فقه و اصول و اخلاق بود، و مدرسه علمیه حکیم دستغیب از آثار مرحوم سیّد حکیم از اجداد ایشان (سال 1077 هجرى قمرى) که با گذشت سالیان متمادى به صورت مخروبه در آمده بود در سال 52 تجدید بنا گردید و طلبه&rlm;نشین شد و به دنبال آن مدارس علمى دیگر نیز تأسیس گردید و جهت مسکن طلّاب و امور رفاهى ایشان تا آنجا که مى&rlm;توانست کوتاهى نداشت، از این گذشته پس از پیروزى انقلاب در بناى ده&rlm;ها مسجد و مؤسسه دینى نقش اساسى داشتند که در یادواره ایشان به چاپ رسیده و در کمک به مستمندان و تشویق مردم به امور خیر همیشه پیشقدم بودند.با پیروزى انقلاب به امام جمعه شیراز منصوب و با آراء چشمگیر به نمایندگى اوّل مردم فارس در مجلس خبرگان انتخاب شدند و در تدوین قانون اساسى جمهورى اسلامى و تصویب اصل ولایت&rlm;فقیه نقش به سزایى داشتند و در ظرف سه سال از پیروزى انقلاب به راستى دفتر ایشان مرجع دادخواست خاص و عام و سهم عمده&rlm;اى در حلّ و فصل امور و نظم بهم ریخته پس از انقلاب داشت.شهید آیت&rlm;اللّه دستغیب داراى آثار متعدّد مى&rlm;باشد که از آن جمله شرح و حاشیه بر کفایةالاصول و مکاسب و رسائل شیخ انصارى و همچنین تقریرات درس مرحوم شیخ محمّدکاظم شیرازى را مى&rlm;توان نام برد.از آثار قلمى ایشان که مکرّراً به چاپ رسیده کتابهاى: صلاة الخاشعین، گناهان کبیره، قلب سلیم، داستانهاى شگفت، 82 پرسش.و از بحثهاى اصول عقاید: توحید، عدل، نبوّت، معاد، امامت، مهدى موعود.واز بحثهاى تفسیر ایشان: معراج، حقایقى از قرآن، قیامت و قرآن، آدابى از قرآن، قلب قرآن، معارفى از قرآن، گنجینه&rlm;اى از قرآن، سراى دیگر، بهشت جاودان، رازگویى قرآن که هر کدام تفسیر سوره&rlm;اى مى&rlm;باشد به چاپ رسیده و آنچه ضبط نشده و در نتیجه به چاپ نرسیده چندین برابر چاپ شده&rlm;ها مى&rlm;باشد.از بحثهاى دیگر: کتاب استعاذه، اخلاق اسلامى، سیّد الشهدا(ع)، فاطمه زهرا(س)، زینب کبرى(س)، نفس مطمئنّه، ایمان، و خطبه&rlm;هاى جمعه که در قطعهاى گوناگون منتشر گردیده.بیشتر کتابهاى نامبرده به عربى ترجمه و در داخل و خارج کشور مورد استفاده عرب&rlm;زبانهاست و همچنین به زبانهاى انگلیسى و اُردو نیز بعضى از این آثار ترجمه و منتشر گردیده.این بود شمّه&rlm;اى از آثار و برکات وجودى آن شهید بزرگوار. و نظر به همین جهت که اثر وجودى آن بزرگوار فوق العاده بود و در روشنگرى مردم و سازش&rlm;ناپذیرى با کفر و الحاد و ضد ولایت، نمونه بود، منافقین کوردل ترور ایشان را در رأس برنامه&rlm;هاى ضدّ مردمى خود قرار دادند، و در روز جمعه 20 آذر 1360 مطابق با 14 صفر 1402 هنگام عزیمت براى اقامه نماز جمعه به همراه نوه خود شهید سیّد محمّدتقى دستغیب و هشت نفر از یاران و همراهان با وفا با انفجار بمب به فیض شهادت رسیدند، روانشان شاد و یادشان گرامى باد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شهید محمدجواد تندگویان</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/شهید-محمدجواد-تندگویان</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/شهید-محمدجواد-تندگویان</guid>

<description><![CDATA[
محمّدجواد تندگویان&nbsp;(۲۶ خرداد&nbsp;۱۳۲۹&nbsp;&mdash; ؟)[۳]&nbsp;وزیر نفت&nbsp;ایران&nbsp;در&nbsp;کابینهٔ محمدعلی رجایی&nbsp;بود که در سال&nbsp;۱۳۵۹&nbsp;توسط نیروهای ارتش&nbsp;عراق&nbsp;اسیر شد و پس از سال&zwnj;ها در اسارت کشته شد.[۳]

محمّدجواد تندگویان&nbsp;(۲۶ خرداد&nbsp;۱۳۲۹&nbsp;&mdash; ؟)[۳]&nbsp;وزیر نفت&nbsp;ایران&nbsp;در&nbsp;کابینهٔ محمدعلی رجایی&nbsp;بود که در سال&nbsp;۱۳۵۹&nbsp;توسط نیروهای ارتش&nbsp;عراق&nbsp;اسیر شد و پس از سال&zwnj;ها در اسارت کشته شد.[۳]
&nbsp;


محتویات
&nbsp;&nbsp;[نهفتن]&nbsp;

۱&nbsp;سال&zwnj;های آغازین زندگی
۲&nbsp;جوانی تا انقلاب

۲.۱&nbsp;تحصیل در دانشکده نفت آبادان و فعالیت&zwnj;های دانشجویی
۲.۲&nbsp;خدمت سربازی، زندان و کار


۳&nbsp;پس از انقلاب

۳.۱&nbsp;آغاز انقلاب
۳.۲&nbsp;وزارت


۴&nbsp;دوران اسارت
۵&nbsp;خانواده و زندگی شخصی
۶&nbsp;کتاب&zwnj;شناسی آثار دربارۀ او
۷&nbsp;جستارهای وابسته
۸&nbsp;یادکرد منابع
۹&nbsp;منابع
۱۰&nbsp;پیوند به بیرون


&nbsp;
سال&zwnj;های آغازین زندگی[ویرایش]




تندگویان در کودکی


محمّدجواد تندگویان در&nbsp;۲۶ خرداد&nbsp;۱۳۲۹&nbsp;در&nbsp;خانی آباد&nbsp;تهران&nbsp;به دنیا آمد. پدر او جعفر تندگویان، یک مغازهکفاشی&nbsp;در&nbsp;میدان بهارستان&nbsp;داشت.[۳]&nbsp;نزدیکی مغازه جعفر تندگویان به&nbsp;مجلس شورای ملی&nbsp;باعث شده&zwnj;بود که او در جریان&zwnj;های سیاسی حضور داشته باشد. پدر تندگویان&nbsp;مصدقی&nbsp;بود و بعدتر در خانه عکس&nbsp;آیت&zwnj;الله خمینی&nbsp;را به دیوار زده&zwnj;بود.[۴]
محمّدجواد تندگویان در سال ۱۳۳۶ به مدرسه رفت و تا سال ۱۳۴۱&nbsp;دوره دبستان&nbsp;را به&zwnj;پایان برد. همزمان از پدرش تعلیمات&nbsp;قرآن&nbsp;را یاد گرفت و با شرکت در مسجد بینایی و هیئت&zwnj;های مذهبی با مفاهیم دینی آشناتر شد. در سال ۱۳۴۲ با ثبت&zwnj;نام در&nbsp;مدرسه جعفری اسلامی&nbsp;وارد&nbsp;دوره دبیرستان&nbsp;شد و تحت تأثیرقیام ۱۵ خرداد، با اندیشه&zwnj;های&nbsp;آیت&zwnj;الله خمینی&nbsp;آشنا شد.[۳]&nbsp;تندگویان در سال ۱۳۴۶&nbsp;مدرک دیپلم&nbsp;خود را اخذ کرد.[۳]&nbsp;او پس از تحصیل توانست امتیاز لازم استفاده از سهیمه بورسیه&nbsp;بانک ملی ایران&nbsp;برای اعزام به خارج از کشور را به&zwnj;دست آورد، اما به دلیل این که در مصاحبه&nbsp;مذهبی متعصب&nbsp;شناخته&zwnj;شد از فهرست کنار گذاشته&zwnj;شد.[۵]
جوانی تا انقلاب[ویرایش]
تحصیل در دانشکده نفت آبادان و فعالیت&zwnj;های دانشجویی[ویرایش]




تندگویان در دوران دانشجویی (نفر سمت راست)


تندگویان در نیم&zwnj;سال اول سال تحصیلی ۱۳۴۸&ndash;۱۳۴۷ به عنوان دانشجوی دوره&nbsp;کارشناسی&nbsp;مهندسی پالایش&nbsp;وارد&nbsp;دانشکده نفت آبادانشد. به&zwnj;گفته هم&zwnj;دانشکده&zwnj;ای&zwnj;اش احمد اجل&zwnj;لویان، او از دانشجویان ممتاز دانشکده بود و فردی&nbsp;بذله&zwnj;گو&nbsp;و&nbsp;خوش&zwnj;مشرب&nbsp;بود. تندگویان همچنین در&nbsp;فن خطابه&nbsp;مهارت داشت.[۵]&nbsp;او پس از مدت کوتاهی به&nbsp;انجمن اسلامی دانشجویان&nbsp;پیوست و از اعضای فعال این انجمن شد.[۳]
او و دوستانش در انجمن اسلامی چهره&zwnj;هایی مانند&nbsp;علی شریعتی،&nbsp;مرتضی مطهری،&nbsp;محمدتقی جعفری&nbsp;و&nbsp;محمود فرشچیان&nbsp;را به دانشکده خود دعوت کردند و سخنرانی&zwnj;هایی برای آن&zwnj;ها ترتیب دادند.[۳][۴]&nbsp;تندگویان در کتابخانه دانشکده نیز فعال بود و در تدوین کتاب &laquo;چهار زندان انسان&raquo; که پیاده&zwnj;شده سخنرانی&zwnj;های&nbsp;علی شریعتی&nbsp;در دانشکده نفت از روی&nbsp;نوار&nbsp;بود مشارکت داشت.[۴]&nbsp;در نامه&zwnj;ای که اداره ساواک آبادان در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۵۰ برای تهران نوشت آمده&zwnj;است: &laquo;به تازگی چند نفر به سرکردگی محمّدجواد تندگویان به دلایلی که عمالشان بی&zwnj;تأثیر از دانشجویان دانشگاه&zwnj;های دیگر مثل&nbsp;پلی&zwnj;تکنیک تهران&nbsp;نیست، پای سخنرانانی مثل شریعتی،&zwnj;هاشمی&zwnj;نژاد&nbsp;و&nbsp;حجازی&nbsp;را به دانشگاه بازکرده&zwnj;اند و علیه ریاست دانشگاه شایعه&zwnj;پراکنی می&zwnj;کنند&raquo;.[۲]
به گفته خواهرش فاطمه تندگویان، او &laquo;به طور کلی با هیچ گروه سیاسی ارتباط خاصی نداشت&raquo; و چندبعدی بود.[۴]&nbsp;کتاب&zwnj;هایشریعتی،&nbsp;مطهری،&nbsp;جعفری&nbsp;و&nbsp;طباطبایی&nbsp;را با دقت مطالعه و پیگیری می&zwnj;کرد و به&nbsp;بازرگان&nbsp;و&nbsp;سحابی&nbsp;علاقه&zwnj;مند بود. از یک&zwnj;سو با جریان&zwnj;هایروشنفکری&nbsp;فعالیت می&zwnj;کرد و برای جریان فکری&nbsp;شریعتی&nbsp;و&nbsp;حسینیه ارشاد&nbsp;در&nbsp;آبادان&nbsp;تبلیغ می&zwnj;کرد و از سوی دیگر، با جریان کارگری و قشر مسجدی و مذهبی سنتی همراه بود.[۴]
او در سال ۱۳۵۱ فارغ&zwnj;التحصیل شد.[۳]
خدمت سربازی، زندان و کار[ویرایش]




تندگویان و فرزندش&nbsp;محمدمهدیدر مراسم&nbsp;دانش&zwnj;آموختگی


تندگویان پس از پایان تحصیلش برای&nbsp;خدمت سربازی&nbsp;در&nbsp;پالایشگاه تهران&nbsp;مشغول به کار شد.[۵]
او در شهریور ۱۳۵۲&nbsp;ازدواج&nbsp;کرد و ۲ ماه بعد دوباره راهی&nbsp;آبادان&nbsp;شد تا فعالیت&zwnj;های انجمن اسلامی دانشکده نفت را گسترش دهد؛ اما تحت پیگرد&nbsp;ساواک&nbsp;قرار گرفت و نهایتاً از پالایشگاه اخراج شد.[۳]&nbsp;در سفر او به آبادان، تظاهراتی اعتراضی از سوی دانشجویان دانشکده نفت اتفاق افتاده بود که رئیس دانشکده او را به عنوان&nbsp;عامل اغتشاش&nbsp;به&nbsp;ساواک&nbsp;معرفی نمود.[۱]&nbsp;وی همچنین اعلامیه&zwnj;های&nbsp;آیت&zwnj;الله خمینی&nbsp;را پخش کرده&zwnj;بود و ساواک از کار او مطلع شده&zwnj;بود.[۱]&nbsp;در نامۀ رسمی اداره ساواک آبادان به تهران به تاریخ ۱ آبان آمده&zwnj;بود: &laquo;به خدمت سربازی محمّدجواد تندگویان با درجه سروانی در شرکت نفت آبادان خاتمه داده&zwnj;شد و او با سمت سرباز صفر مابقی خدمت را در قسمت پشتیبانی منطقه ۲ شیراز سپری خواهد کرد&raquo;.[۲]
او در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۵۲ دستگیر شد.[۳]&nbsp;پیش از دستگیری او، عده&zwnj;ای از دوستانش دستگیر شده&zwnj;بودند و این باعث شد تا تندگویان خود را برای دستگیری آماده کند. او کتاب&zwnj;های ممنوع خود را مخفی کرد و ساواک آن&zwnj;ها را پیدا نکرد.[۱]
خانواده او تا ۴ ماه پس از دستگیری&zwnj;اش، از وضعیت او بی&zwnj;اطلاع بودند.[۱]&nbsp;تندگویان به&nbsp;کمیته مشترک ضدخرابکاری&nbsp;برده&zwnj;شد و در آن&zwnj;جا تحت شکنجه قرار گرفت.[۵]&nbsp;وی حدوداً ۷ ماه در زندان انفرادی بود. دادگاه پس از چندی او را به یک سال حبس (با احتساب مدت بازداشت) محکوم کرد و با به پایان رسیدن مدت محکومیت در آبان ۱۳۵۳ آزاد شد.[۳]




تندگویان با لباس فرم سربازی


او در زندان با&nbsp;حسینعلی منتظری&nbsp;ملاقات کرده&zwnj;بود و هم&zwnj;بند&nbsp;بهزاد نبوی&nbsp;بود.[۴]&nbsp;تندگویان پس از آزادی از زندان، بهسرباز صفری&nbsp;تنزل درجه یافت[۵]&nbsp;و برای ادامه سربازی به&nbsp;شیراز&nbsp;اعزام شد.[۳]
پس از پایان خدمت، به&zwnj;دلیل سوءپیشینه&zwnj;ای که بر]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاطراتی از برخی شهیدان دفاع مقدس</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/خاطراتی-از-برخی-شهیدان-دفاع-مقدس</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/خاطراتی-از-برخی-شهیدان-دفاع-مقدس</guid>

<description><![CDATA[
2 خاطره از شهید مهدی زین الدین&nbsp; &nbsp;3 خاطره از شهید حاج حسین خرازی&nbsp; &nbsp;&nbsp;4 خاطره از شهید مهدی باکری&nbsp; &nbsp;قسمتی از وصیت نامه شهید نور علی رئیسی






امام جماعت واحد تعاون بود. بهش می گفتند حاج آقا آقاخانی. روحیه عجیبی داشت. زیر آتیش سنگین عراق شهداء رو منتقل می کرد عقب. توی همین رفت و آمد ها بود که گلوله مستقیم تانک سرش رو جدا کرد. چند قدمیش بودم. &laquo;هنوز تنم می لرزه وقتی یادم میاد&raquo;. از سر بریده شده اش صدا بلند شد:&laquo; السلام علیک یا ابا عبدالله&raquo;
راوی: جواد علی گلی- همرزم شهید
&nbsp;مشخصات روحانی شهید:
نام و نام خانوادگی: محسن آقاخانی
تولد: 4/6/1347 - تهران
شهادت: کربلای 5 &ndash; شلمچه
محل دفن: بهشت زهرا(س) قطعه 29
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 17:51 - پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






2 خاطره از شهید مهدی زین الدین



دو سه روزی بود می دیدم توی خودش است. پرسیدم &laquo; چته تو؟ چرا این قدر توهمی؟ &raquo; گفت &laquo; دلم گرفته. از خودم دل خورم. اصلا حالم خوش نیست. &raquo; گفتم &raquo; همین جوری ؟ &raquo; گفت &raquo; نه. با حسن باقری بحثم شد. داغ کردم. چه می دونم ؟ شاید بهاش بلندحرف زدم. نمی دونم. عصبانی بودم. حرف که تموم شد فقط بهم گفت مهدی من با فرمانده هام این جوری حرف نمی زنم که تو با من حرف می زنی. دیدم راست می گه. الان د و سه روزه کلافم. یادم نمی ره.&raquo;
&nbsp;
&nbsp;
شاگرد مغازه ی کتاب فروشی بودم. حاج آقا گفت &laquo; می خواهیم بریم سفر. تو شب بیا خونه مون بخواب. &raquo; بد زمستانی بود. سرد بود. زود خوابیدم. ساعت حدود دو بود. در زدند. فکر کردم خیالاتی شده ام. در را که باز کردم، دیدم آقا مهدی و چند تا از دوستانش از جبهه آمده اند. آن قدر خسته بودند که نرسیده خوابشان برد. هوا هنوز تاریک بود که باز صدایی شنیدم. انگار کسی ناله می کرد. از پنجره که نگاه کردم، دیدم آقا مهدی توی آن سرمای دمِ صبح، سجاده انداخته توی ایوان و رفته به سجده.
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید مهدی زین الدین,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 13:11 - سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






2خاطره از تمامی شهدا



الاغمان را برداشتم بردم بيابان تا براي زمستان گوسفندانمان علف جمع كنم. فرصت خوبي بود. حداقل تا شب كسي منتظر من نبود. الاغ خودش راه خانه را بلد بود. رهايش كردم و رفتم جبهه.نمي&zwnj;دانم آن سال زمستان، گوسفندها چه مي&zwnj;خوردند؟
&nbsp;
&nbsp;
جثه&zwnj;اش خيلي كوچك بود. اوايل كه توي سنگر مي&zwnj;خوابيد، بعضي شب&zwnj;ها توي خواب و بيداري مي&zwnj;گفت: &laquo;ماماني! آب... ماماني! آب...&raquo;؛ بچه&zwnj;ها مي&zwnj;خنديدند و يك ليوان آب مي&zwnj;دادند دستش. صبح كه بيدار مي&zwnj;شد و بچه&zwnj;ها جريان را مي&zwnj;گفتند، انكار مي&zwnj;كرد.
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 0:35 - شنبه بیست و یکم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






3 خاطره از شهید حاج حسین خرازی



رفتیم بیمارستان، دو روز پیشش ماندیم. دیدم محسن رضایی آمد و فرمانده های ارتش وسپاه آمدند و کی و کی.امام جمعه ی اصفهان هم هرچند روز یک بار سر می زد به ش. بعد هم با هلی کوپتر از یزد آوردندش اصفهان. هرکس می فهمید من پدرش هستم، دست می انداخت گردنمو ماچ و بوسه و التماس دعا. من هم می گفتم &laquo; چه می دونم والا ! تا دوسال پیش که بسیجی بود.انگار حالا ها فرمانده لشکر شده. &raquo;
&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;
تو جبهه هم دیگر را می دیدیم.وقتی برمی گشتیم شهر، کم تر. همان جا هم دو سه روز یک بار باید می رفتم می دیدمش. نمی دیدمش، روزم شب نمی شد. مجروح شده بود.نگرانش بودم. هم نگران هم دلتنگ. نرفتم تا خودش پیغام داد &laquo; بگید بیاد ببینمش.دلم تنگ شده. &raquo; خودم هم مجروح بودم. با عصا رفتم بیمارستان. روی تخت دراز کشیده بود. آستین خالیش را نگاه می کردم. او حرف می زد، من توی این فکر بودم &laquo; فرمانده لشکر ؟ بی دست؟ &raquo; یک نگه می کرد به من، یک نگاه به دستش، می خندید.
&nbsp;
می پرسم &laquo; درد داری ؟ &raquo; می گوید &laquo; نه زیاد.&raquo; - می خوای مسکن بهت بدم؟ - نه. می گیم &laquo; هرطور راحتی.&raquo; لجم گرفته. با خودم می گویم &laquo; این دیگه کیه ؟ دستش قطع شده، صداش در نمی آد.&raquo;
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید حاج حسین خرازی,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 10:45 - پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






4 خاطره از شهید مهدی باکری




&nbsp;
خواهرش بهش گفته بود &laquo;آخه دختر رو که تا حالا قیافه ش رو ندیده ای ، چه جوری می خوای بگیری؟ شاید کچل باشه.&raquo; گفته بود &laquo; اون کچله رو هم بالاخره یکی باید بگیره دیگه !&raquo;
&nbsp;
از قبل به پدر ومادرم گفته بودم دوست دارید مهرم چه باشد. یک جلد قرآن و یک اسلحه . این هم که چه جور اسلحه ای باشد، برایم فرقی نداشت. پرسید &laquo; نظرتون راجع به مهریه چیه ؟&raquo; گفتم &laquo; هرچی شما بگین.&raquo; گفت &laquo; یک جلد قرآن و یک کلت کمری. چه طوره؟&raquo; گفتم &laquo; قبول.&raquo; هیچ کس بهش نگفته بود. نظر خودش را گفته بود. قبلا به دوست هایش گفت بود&laquo; دوست دارم زنم اسلحه به دوش باشد.&raquo;
&nbsp;
روز عقد کنان بود. زن های فامیل منتظر بودند داماد را بینند. وقتی آمد، گفتم &laquo; اینم آقا داماد. کت و شلوار پوشیده و کراواتش رو هم زده، داره می آد.&raquo; مرتب وتمیز بود. با همان لباس سپاه . فقط پوتین هایش کمی خاکی بود.
&nbsp;
&nbsp;هرچه به عنوان هدیه ی عروسی به مان دادند، جمع کردیم کنار هم بهم گفت &laquo; ما که اینا رو لازم نداریم. حاضری یه کار خیر باهاش بکنی؟&raquo; گفتم &laquo; مثلا چی ؟&raquo; گفت &laquo; کمک کنیم به جبهه .&raquo; گفتم &laquo; قبول ! &raquo; بردمشان در مغازه ی لوازم منزل فروشی . همه شان رادادم، ده &ndash; پانزده تا کلمن گرفتم.

برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید مهدی باکری,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 22:11 - دوشنبه شانزدهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






قسمتی از وصیت نامه شهید نور علی رئیسی




&nbsp;
هدفي كه مرا وادار به جبهه آمدن نمود ، ياري دادن به دين خدا و لبيك گفتن به كمك خواهي حسيني بود كه هزار و چهارصد سال پيش فرياد برآورد:&laquo;هـل من ناصـر ينصـرني&raquo; كه اين پيام در اين زمان از لسان فرزند&nbsp; او ، امام به گوشم رسيد و با جان ودل به آن پاسخ مثبت دادم و خدايا تو گواه باش كه هر چه در توان داشتم ، از براي دين دريغ نورزيد
منافقين بدانندكه ما هيچ وقت كوركورانه راه خود را انتخاب نخواهيم كرد ، بلكه پيمودن اين راه با كمال آگاهي و بصيرت است.
.....
منافقين داخلي و كفار خارجي بدانند كه از هر قطره خون ما ، هزاران حزب الله ديگر بپا خواهد ايستاد واسلحه به زمين افتاده مان را برخواهند داشت و عليه آنان خواهند جنگيد.
.
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید نورعلی رئیسی,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 12:11 - یکشنبه پانزدهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






3 خاطره از شهید حسن باقری(غلامحسین افشردی)



ریز به ریز اطلاعات و گزارشها را روی نقشه می نوشت.اتاقش که می رفتی ، انگار تمام جبهه را دیده باشی. چند روزی بود که دو طرف به هوای عراقی بودن سمت هم می زدند. بین دو جبهه نیرویی نبود. باید الحاق می شد و ونیروها با هم دست می دادند . حسن آمد و از روی نقشه نشان داد.
&nbsp;

خرمشهر داشت سقوط می کرد. جلسه ی فرمانده ها با بنی صدر بود .بچه های سپاه باید گزارش می دادند. دلم هرّی ریخت وقتی دیدم یک جوان کم سن و سال ، با موهای تکو توکی تو صورت و اورکت بلندی که آستین اش بلند تر از دستش بود&nbsp; کاغذ های لوله شده را باز کرد و شروع کرد به صحبت.یکی از فرماندهای ارتش می گفت &laquo;هرکی ندونه ،فکر می کنه از نیروهای دشمنه.&raquo; حتی بنی صدر هم گفت &laquo;آفرین ! &raquo; گزارشش جای حرف نداشت.نفس راحتی کشیدم.
&nbsp;
دیدم از بچه های گردان ما نیست، ولی مدام این طرف و آن طرف سرک می کشدو از وضع خط و بچه ها سراغ می گیرد. آخر سر کفری شدم با تندی گفتم&laquo; اصلا تو کی هستی ان قدر سین جیم می کنی؟&raquo; خیلی آرام جواب داد &laquo;نوکر شما بسیجی ها.&raquo;
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید حسن باقری,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 12:22 - شنبه چهاردهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






3 خاطره از تمامی شهدا



&nbsp;يواشكي رفته بود ثبت نام. وقتي براي تحقيق آمده بودند، مادرش كه فهميده بود، خانه&zwnj;ي روبرويشان را نشان داده بود و گفته بود آن همه كبوتر را مي&zwnj;بينيد؟ براي پسر من است. او اصلا آدم درست&zwnj; و حسابي نيست؛ كفترباز است. آنها هم قبولش نكردند.وقتي فهميد، رفت بسيج و توضيح داد؛ ولي ديگر دير شده بود. ماند تا اعزام بعدي.
&nbsp;
&nbsp;
با پدرش رفته بود جبهه. آن&zwnj;قدر كوچك بود كه هر كس مي&zwnj;رسيد، نازش مي&zwnj;كرد. چند بار هم مي&zwnj;خواستند برگردانندش. به بهانه&zwnj;ي فراري بودن از خانه؛ پدرش نگذاشت.
پدرش اجازه نمي&zwnj;داد برود. يك روز آمد و گفت: &laquo;پدر جان! مي&zwnj;خواهيم با چند تا از بچه&zwnj;ها برويم ديدن يك مجروح جنگي.&raquo; پدرش خيلي خوشحال شد. سيصد تومان هم داد تا چيزي بخرند و ببرند.چند روزي از او خبري نبود... تا اين&zwnj;كه زنگ زد و گفت من جبهه&zwnj;ام. پدرش گفت: &laquo;مگر نگفتي مي&zwnj;روي به يك مجروح سر بزني؟&raquo; گفت: &laquo;چرا؛ ولي آن مجروح آمده بود جبهه.&raquo;پدرش فقط پشت تلفن گريه كرد.
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 11:32 - جمعه سیزدهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






2 خاطره از شهید دکتر چمران



چپی ها می گفتند &laquo;جاسوس آمریکاست. برای ناسا کار می کند.&raquo; راستی ها می گفتند &laquo; کمونیسته. &raquo; هردو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند. یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس می گفت &laquo; من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار می کرد.&raquo;
&nbsp;
&nbsp;
اوایل که آمده بود لبنان ، بعضی کلمه های عربی را درست نمی گفت. یک بار سرکلاس کلمه ای را غلط گفته بود . همه ی بچه ها همان جور غلط می گفتند. می دانستند و غلط می گفتند. امام موسی می گفت &laquo;دکتر چمران یک عربی جدیدی توی این مدرسه درست کرد.&raquo;
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید دکتر مصطفی چمران,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 11:37 - پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






سه خاطره از شهید مهدی باکری



همان اول انقلاب دادستان ارومیه شده بود. من و حمید را فرستاد برویم یک ساواکی را بگیریم.پیرمرد عصا به دستی در را باز کرد. گفت &laquo; پسرم خونه نیست.&raquo; گزارش که&nbsp; می دادیم، چند بار از حال پیرمرد پرسید . می خواست مطمئن شود نترسیده.
&nbsp;
&nbsp;
دختر خانه بودم. داشتم تلویزیون تماشامی کردم. مصاحبه ای بود با شهردار شهرمان . یک خورده که حرف زد، خسته شدم سرش را انداخته بود پایین و آرام آرام حرف می زد. باخودم گفتم&laquo; این دیگه چه جور شهرداریه؟ حرف زدن هم بلد نیست.&raquo; بلند شدم و تلویزیون را خاموش کردم . چند وقت بعد همین آقای شهردار شریک زندگیم شد.
&nbsp;
بعد از مدت ها آمده بود خانه ی ما. تعجب کردیم. نشسته بود جلوی ما حرف های معمولی می زد. مادرم هم بود. زن داداشم هم بود. همه بودند یک کمی میوه خورد و بلند شد که برود. فهمیده بودم چیزی میخواهد بگوید که نمی تواند. بلند که شد. ما هم باهاش پاشدیم تا دم در . هی اصرارکرد نیاییم . اما همگی رفتیم؛ توی راه رو به من فهماند بیرون منتظرم است . به بهانه ی خرید رفتم بیرون . هنوز سر کوچه ایستاده بود. به من گفت &laquo;آقا مهدی را می شناسی؟ مهدی باکری؟ می خواد ازت خواستگاری کنه ! به ش چی بگم؟&raquo; یک هفته تمام فکر می کردم . شهردار ارومیه بود. از سال پنجاه و یک که ساواکی ها علی شان را اعدام کرده بودند، اسمشان را شنیده بودم.
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید مهدی باکری,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 12:17 - دوشنبه نهم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






3 خاطره از تمامی شهدا




&nbsp;
توسل
در منطقۀ تفحص، بدنهای&nbsp;شهدا&nbsp;پیدا نمی شد. یکی گفت: بیایید به قمربنی هاشم متوسل بشویم. نشستند و به دست های علمدار سیدالشهداء متوسل شدند. درست است که دست های قمربنی هاشم قطع شد، اما بابالحوائج است. خود سیدالشهدا&nbsp;هم وقتی کارش در کربلا گره میخورد به عباس رو میانداخت.
نشستند و متوسل شدند؛ بعد&nbsp;از&nbsp;آن بلند شدند و خاک ها رو به هم زدند. یک جنازه زیر خاک دیدند، او را بیرون آوردند. الله اکبر! دیدند اسم این شهید عباس است. شهید عباس امیری گفتند: شاید پیدا شدن شهیدی به نام عباس اتفاقی است. گشتند و یک جنازۀ دیگر پیدا شد که دست راستش درعملیاتی دیگر قطع شده و مصنوعی بود. او را بیرون آوردند دیدند اسمش ابوالفضل است. فهمیدند اینجا خیمهگاه بنیهاشم است. گفتند: اسم این مکان را بگذاریم مقر ابوالفضل العباس.

&nbsp;
آمدیم، نبودید
یکی&nbsp;از&nbsp;فرماندهان جنگ میگفت: خدا رحمت کند حاج عبدالله ضابط را. برایم تعریف می کرد: خیلی دلم میخواست سید مرتضی آوینی را ببینم. یک روز به رفقایش گفتم، جور کنید تا ما سید مرتضی را ببینیم. خلاصه نشد. بالاخره آقای سید مرتضی آوینی توی فکه روی مین رفت و به آسمونها پر کشید.
تا اینکه یک وقتی آمدیم در منطقۀ جنگی با کاروانهای راهیان نور. شب در آنجا ماندیم. در خواب، شهید آوینی را دیدم و درد و دل هایم را با او کردم؛ گفتم آقا سید، خیلی دلم میخواست تا وقتی زنده هستی بیام و ببینمت، اما توفیق نشد. به من گفت ناراحت نباش فردا ساعت 8 صبح بیا سر پل کرخه منتظرت هستم. صبح&nbsp;از&nbsp;خواب بیدار شدم. منِ بیچاره که هنوز زنده بودن شهید را شک داشتم گفتم: این چه خوابی بود، او که خیلی وقت است شهید شده است. گفتم حالا برم ببینم چی میشه.
بلند شدم و سر قراری رفتم که با من گذاشته بود، اما با نیم ساعت تأخیر، ساعت 8:30.
دیدم خبری&nbsp;از&nbsp;آوینی نیست. داشتم مطمئن میشدم که خواب و خیال است. سربازی که اون نزدیکیها در حال نگهبانی بود نزدیک آمد و به من گفت: آقا شما منتظر کسی هستید؟ گفتم: آره، با یکی&nbsp;از&nbsp;رفقا قرار داشتیم.
گفت: چه شکلی بود؟ برایش توصیف کردم. گفتم: موهایش جوگندمی است. محاسنش هم این جوری است.
گفت: رفیقت اومد اینجا تا ساعت 8 منتظرت شد نیامدی، بعد که خواست بره پیش من اومد و به من گفت: کسی با این اسم و قیافه مییاد اینجا، به او بگو آقا مرتضی اومد و خیلی منتظرت شد، نیامدی. کار داشت رفت. اما روی پل برایت با انگشت چیزی نوشته، برو بخوان. رفتم و دیدم خود آقا مرتضی نوشته: آمدیم نبودید، وعدۀ ما بهشت! سید مرتضی آوینی. (و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده اند؛ ولی شما نمی دانید. بقره، 154)

برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 11:43 - یکشنبه هشتم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






4 خاطره از شهید محمود کاوه





شهردار که بود ، به کار گزینی گفته بود از حقوقش بگذارند روی پول کارگرهای دفتر. بی سرو صدا، طوری که خودشان نفهمند.
&nbsp;
حمید سه ساله بود که مادرشان فوت کرد. از آن موقع نامادری داشتند. مثل مادر خودشان هم دوستش داشتند. رفتیم خانه شان ؛ بیرون شهر. بهم گفت &laquo; همین جا بشین من می آم.&raquo; دیر کرد. پاشدم آمدم بیرون ، ببینم کجاست. داشت لباس می شست؛ لباس برادر و خواهر های ناتنیش را . گفت &laquo; من این جا دیر به دیر می آم. می خوام هر وقت اومدم، یه کاری کرده باشم.&raquo;
&nbsp;
شهر دار ارومیه که بود، دوهزار و هشت صد تومان حقوق می گرفت. یک روز بهم گفت&laquo; بیا این ماه هرچی خرجی داریم رو کاغذ بنویسیم، تا اگه آخرش چیزی اضافه اومد بدیم به یه فقیر.&raquo; همه چی را نوشتم ؛ از واکس کفش گرفته تا گوشت و نان و تخم مرغ. آخر ماه که حساب کردیم، شد دوهزار و ششصد و پنجاه تومان. بقیه ی پول را داد لوازم التحریر خرید، داد به یکی از کسانی که شناسایی کرده بود و می دانست محتاجند. گفت &laquo; اینم کفاره ی گناهای این ماهمون.&raquo;
&nbsp;
باران خیلی تند می آمد. به م گفت &laquo; من می رم بیرون&raquo; گفتم &laquo; توی این هوا کجا می خوای بری؟&raquo; جواب نداد. اصرار کردم . بالاخره گفت &laquo; می خوای بدونی؟ پاشو تو هم بیا. &raquo; با لندروز شهرداری راه افتادیم توی شهر. نزدیکی های فرودگاه یک حلبی آباد بود. رفتیم آنجا. توی کوچه پس کوچه هایش پر از آب و گل و شل. آب وسط کوچه صاف می رفت توی یکی از خانه ها. در خانه را که زد، پیرمردی آمد دم در. ما راکه دید، شروع کرد به بد و بی راه گفتن به شهردار. می گفت &laquo; آخه این چه شهردایه که ما داریم؟ نمی آد یه سری به مون بزنه ، ببینه چی می کشیم.&raquo; آقا مهدی بهش گفت &laquo;خیله خب پدرجان . اشکال نداره . شما یه بیل به ما بده، درستش می کنیم؟&raquo; پیرمرد گفت &laquo; برید بابا شماهام! بیلم کجا بود.&raquo; از یکی از هم سایه ها بیل گرفتیم. تا نزدیکی های اذان صبح توی کوچه ، راه آب می کندیم.

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید محمود کاوه,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 17:24 - شنبه هفتم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






3 خاطره از شهید حاج حسین خرازی




&nbsp;
از کنار آشپزخانه رد می شدم. دیدم همه این طرف آن طرف می دوند ظرفها را می شویند. گونی های برنج را بالا و پایین می کنند. گفتم &laquo; چه خبره این جا ؟ &raquo; یکی کف آش پزخانه را می شست. گفت &laquo; برو. برو. الآن وقتش نیس. &raquo; گفتم &laquo;وقت چی نیس؟ &raquo; توی دژبانی، همه چیز برق می زد. از در و دیوار تا پوتین ها و لباس ها.شلوارها گتر کرده. لباس ها تمیز، مرتب. از صبح راه افتاده بود برای بازدید واحدها. همه این طرف آن طرف می دویدند.
&nbsp;
ده ماه بود ازش خبری نداشتیم. مادرش می گفت&laquo; خرازی ! پاشو برو ببین چی شد این بچه ؟ زنده س ؟ مرده س؟&raquo; می گفتم&laquo;کجا برم دنبالش آخه ؟ کار و زندگی دارم خانوم. جبهه یه وجب دو وجب نیس.از کجا پیداش کنم؟&raquo; رفته بودیم نماز جمعه. حاج آقا آخر خطبه ها گفت حسین خرازی را دعا کنید.آمدم خانه. به مادرش گفتم.گفت&laquo; حسین ما رو می گفت؟ &raquo; گفتم &laquo; چی شده که امام جمعه هم می شناسدش؟&raquo; نمی دانستیم فرمانده لشکر اصفهان است.
&nbsp;
داییش تلفن کرد گفت &laquo;حسین تیکه پاره رو تخت بیمارستان افتاده، شما همین طور نشسته ین؟&raquo; گفتم &laquo;نه. خودش تلفن کرد. گفت دستش یه خراش کوچیک برداشته پانسمان می کنه می آد. گفت شما نمی خواد بیاین. خیلی هم سرحال بود.&raquo; گفت &laquo; چی رو پانسمان می کنه؟ دستش قطع شده. &raquo; هان شب رفتیم یزد، بیمارستان. به دستش نگاه می کردم.گفتم &laquo;خراش کوچیک! &raquo; خندید. گفت &laquo; دستم قطع شده، سرم که قطع نشده.&raquo;&nbsp;
برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهید حاج حسین خرازی,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 12:20 - جمعه ششم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






3 خاطره از تمامی شهدا




&nbsp;

&nbsp;
وقتي مي&zwnj;رفت جبهه، چند روز مانده بود چهارده ساله بشود. چنان شناسنامه را دستكاري كرده بود كه خودم هم توي سن و سالش شك كردم. يك برگه آورد و گفت: &laquo;مادر! امضاء كن&raquo;. وقتي امضاء مي&zwnj;كردم، مي&zwnj;خواستم از خنده بتركم. جلوي خودم را گرفتم كه به خاطر اين جعل پر رو نشود.
&nbsp;
خسرويِ من، اولين نفري بود توي منطقه&zwnj;ي &laquo;واجرگاه&raquo; كه رفت جبهه. بعد از امتحان&zwnj;هاي نهايي سوم راهنمايي. قبلش كسي جرئت نمي&zwnj;كرد؛ ولي بعد از خسرو، دل و جرئت بعضي&zwnj;ها زياد شد و رفتند.
&nbsp;
&nbsp;وي اولين اعزام چهارده ساله بود. قبولش نمي&zwnj;كردند. دست برد توي شناسنامه&zwnj;اش و براي اين&zwnj;كه لو نرود، آن را هم با خودش برد.بيچاره مادرش، براي گرفتن كوپن استشهاد محلي جمع كرد كه شناسنامه&zwnj;اش گم شده&zwnj;. از آن به بعد او دو جلد شناسنامه داشت.

برچسب&zwnj;ها:&nbsp;شهدا,&nbsp;خاطرات شهدا,&nbsp;شهدای گمنام,&nbsp;دفاع مقدس,&nbsp;شهیدان



محمد نوادر | 10:16 - سه شنبه سوم مرداد 1391&nbsp;+&nbsp;|&nbsp;&nbsp;آرشیو لبیک ها


&nbsp;






5 خاطره از شهید محمود کاوه




&nbsp;
خواهرش بهش گفته بود &laquo;آخه دختر رو که تا حالا قیافه ش رو ندیده ای ، چه جوری می خوای بگیری؟ شاید کچل باشه.&raquo; گفته بود &laquo; اون کچله رو هم بالاخره یکی باید بگیره دیگه !&raquo;
&nbsp;
&nbsp;از قبل به پدر ومادرم گفته بودم دوست دارید مهرم چه باشد. یک جلد قرآن و یک اسلحه . این هم که چه جور اسلحه ای باشد، برایم فرقی نداشت. پرسید &laquo; نظرتون راجع به مهریه چیه ؟&raquo; گفتم &laquo; هرچی شما بگین.&raquo; گفت &laquo; یک جلد قرآن و یک کلت کمری. چه طوره؟&raquo; گفتم &laquo; قبول.&raquo; هیچ کس بهش نگفته بود. نظر خودش را گفته بود. قبلا به دوست هایش گفت بود&laquo; دوست دارم زنم اسلحه به دوش باشد.&raquo;
&nbsp;
روز عقد کنان بود. زن های فامیل منتظر بودند داماد را بینند. وقتی آمد، گفتم &laquo; اینم آقا داماد. کت و شلوار پوشیده و کراواتش رو هم زده، داره می آد.&raquo; مرتب وتمیز بود. با همان لباس سپاه . فقط پوتین هایش کمی خاکی بود.
&nbsp;
هرچه به عنوان هدیه ی عروسی به مان دادند، جمع کردیم کنار هم بهم گفت &laquo; ما که اینا رو لازم نداریم. حاضری یه کار خیر باهاش بکنی؟&raquo; گفتم &laquo; مثلا چی ؟&raquo; گفت &laquo; کمک کنیم به جبهه .&raquo; گفتم &laquo; قبول ! &raquo; بردمشان در مغازه ی لوازم منزل فروشی . همه شان رادادم، ده &ndash; پانزده تا کلمن گرفتم.
&nbsp;
مادرم نمی گذاشت ما غذا درست کنیم پدرم نسبت به غذا حساس بود؛ اگر خراب می شد، ناراحت می شد.تا قبل از عروسی برنج درست نکرده بودم. شب اولیکه تنها شدیم، آمد خانه و گفت &laquo; ما هیچ مراسمی نگرفتیم. بچه ها میخوان بیان دیدن . می تونی شام درست کنی؟&raquo; کته ام شفته شده بود. همان را آورد، گذاشت جلوی دوست هاش. گفت &laquo; خانم من آش پزیش حرف نداره ، فقط برنج این دفعه ای خوب نبوده وا رفته.&raquo;

&nbsp;




]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مقاله ای در مورد روش جنگی استتار</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/مقاله-ای-در-مورد-روش-جنگی-استتار</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/مقاله-ای-در-مورد-روش-جنگی-استتار</guid>

<description><![CDATA[
استتار&nbsp;یکی از راه&zwnj;هایی است که برای در امان ماندن&nbsp;موجودات زنده&nbsp;و غیر زنده از دیده شدن به وسیله دشمن از طریق غیر قابل تشخیص شدن از محیط اطراف به&zwnj;کار می&zwnj;رود.

تعریف استتار
استتار از کلمه عربی ( الستر ) به معنی پوشیده آمده است و در ادعیه نیز میخوانیم ( یا ستار العیوب ) یعنی ای پوشاننده ی نقایص که این جمله مربوط به خداوند متعال است. استتار از باب استفعال به معنی طلب کردن چیزی را میباشد. کلمه استتار، طلب پوشیدگی را میرساند و باید تشخیص داد که این پوشیدگی دربرابر چیست؟استتار از اصول و عوامل پدافند غیرعامل میباشد و از مهمترین حیله های جنگی است که باید برای فریب دشمن به کار رود .

اهمیت و ضرورت استتار
یکی از روشهایی که امروزه در دفاع از نفرات، جنگ افزارها، تجهیزات و سیستمها کاربرد عمده ای پیدا کرده است، استتار و و روشهای متداول آن است.آنچه در دفاع هوشمندانه نقش مهم و اساسی دارد، آگاهی از دشمن است. از آنجا که یکی از مهمترین وظایف سرباز، حفظ خود، تسلیم و یا نابودسازی نیروی دشمن است، سرباز آینده به تجهیزات و تسلیحات متعددی مجهز میباشد که تواناییها و قابلیتهای رزمی او را به طور موثر افزایش داده و این امر به نوعی موجب افزایش روحیه ی وی میشود. درچنین شرایطی باید عواملی را به کار گرفت تا سرباز و تجهیزاتش از دید دشمن دور باشد و بهترین روش استفاده از عوامل استتار مناسب با شرایط اقلیمی و محیطی است.
انواع استتار
به دو نوع نظامی و غیرنظامی (برای شکار) تقسیم بندی میشود.
&nbsp;
استتار نظامی :با توجه به پیشرفت فناوری و تولید تسلیحات مدرن در زمان حال، دیده شدن در صحنه ی رزم یعنی مورد اصابت قرار گرفتن و کشته شدن. قبل، حین و بعد از عملیات، مسئله استتار جز لاینفک اصول و تدابیر به کارگیری تجهیزات و نفرات و به کار بستن آن مستلزم داشتن علم و مهارت لازم است.استتار نظامی به دودسته تقسیم میشود:
&nbsp;
1- استتار نزدیک :
این نوع استتار مربوط به مناطق خیلی نزدیک به دشمن است که میتوان با چشم غیرمسلح نفرات، تجهیزات و سلاح آنان را مشاهده و مورد اصابت قرار داد. در استتار نزدیک ممکن است یک رزمنده و سلاح او درمقابل دیدگان دشمن باشد اما هم رنگی و هم شکلی آنها با محیط به گونه ای است که دشمن متوجه حضور رزمنده در منطقه ی نبرد نشود و بااینکه دشمن را می بینیم اما او به سادگی قادر به دیدن ما نیست.دقت و ظرافت در اجرای اصولی انضباط استتار از مهمترین مراحل استتار نزدیک است که میتواند میزان موفقیت را افزایش و کاهش تلفات را به همراه داشته باشد زیرا چشمهای عناصر کنترل کننده در منطقه به طور مستمر خطوط را تحت مراقبت شدید قرار داده و کوچکترین بی توجهی، تلفات را به همراه خواهد داشت. این نوع استتار در هرشرایط زمانی حساسیت خاص خود را دارد که اجرای اصولی آن در شب و روز، بایستی متناسب با آن حساسیتها باشد.عدم توجه افراد به استتار، احتمال خسارت و تلفاتی را برای دیگر نیروها به دنبال دارد. این نوع استتار هر میزان در اجرا از دقت بیشتری برخوردار باشد، به همان میزان اطلاعات دشمن از نیروهای خودی را کاهش داده و در طرحهای اجرایی او را با شکست مواجه میسازد.
2- استتار دور :این نوع استتار مربوط به مناطق تجمع نیروها، نیروهای لجستیکی، مواضع توپخانه،ادوات، قرارگاه ها، مقرها و ... است که از انضباط کاملی به لحاظ دید مستقیم برخوردار نیست و تنها از طریق دیده بان نفوذی، نیروی هوایی و ... قابل کشف است. عدم توجه به اجرای اصولی انضباط استتار دشمن را قادر میسازد با توجه به نوع تجهیزات خود اهدافی را مورد هدف قرار دهد.تجربه ی دفاع مقدس نشان داد که بی توجهی به استتار دور اهداف مناسبی برای بمباران هوایی دشمن فراهم می آورد.

تجزیه و تحلیل استتار نزدیک :برای اجرای عملیات استتار نزدیک عوامل زیر را باید مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.1-ماموریت :&nbsp;همیشه اولین و مهمترین ملاحظه است. تلاش برای استتار باید به اجرای بهتر ماموریت کمک کند اما نباید آنقدر مفصل باشد که ماموریت را به تاخیر اندازد. یک نیروی گشتی در عقبه دشمن موضعی مناسب را انتخاب و استتار لازم را صورت میدهد اما آن موضع بر روی دشمن از دید مناسبی برخوردار نیست و اجرای ماموریت را با مشکل مواجه میکند. بنابراین بر اساس ماموریت، هررزمنده در هریگانی موظف است که هماهنگی لازم را درخصوص انتخاب محل مناسب برای اجرای اصولی استتار آن با نوع ماموریت به مرحله ی اجرا گذارد.2-&nbsp;دشمن :&nbsp;قابلیتهای شناسایی، دیده بانی وهدفگیری دشمن، نوع و مقدار استتار لازم جهت پشتیبانی از ماموریت رزمنده را تحت تاثیر قرار میدهد. درصورت امکان با یک تجزیه و تحلیل اطلاعاتی انواع ابزار شناسایی، دیده بانی و هدفگیری دشمن را محاسبه نمایید.3-&nbsp;منطقه :&nbsp;منطقه ماموریت تعیین کننده نوع فنون و مواد لازم برای استتار است.استفاده ماهرانه از پوشش منطقه اهمیت قاطعی در استتار دارد. انواع مختلف منطقه (شهری، کوهستانی و ...) فنون استتاری خاص خود را میطلبد.اجرای اصولی استتار در منطقه عملیاتی والفجر هشت (تصرف شهر استراتژیک فاو) از مهمترین عوامل موفقیت رزمندگان بود به نحوی که کلیه تجهیزات و افراد کاملا در پوشش گیاهی موجود در منطقه استتار شده بودند و کشف آنها حتی از نزدیکترین فاصله نیز ممکن نبود.4-&nbsp;رزمنده :&nbsp;نیروها باید در فنون استتار به خوبی آموزش دیده باشند تا فنون را درمورد خود، تجهیزات و جنگ افزارشان اعمال نمایند.5-&nbsp;زمان :&nbsp;زمان عامل مهمی در استتار است. در موقعیتهای تاکتیکی و آفندی زمان زیادی برای استتار فراهم نخواهد بود.شیوه های استتار نزدیک :
1-استفاده از استتار طبیعی :&nbsp;این نوع استتار به طور طبیعی بوجود آمده بنابراین انسان در ایجاد آن نقشی ندارد. درختها، گیاهان و ... که بتوان نفرات و تجهیزات را زیر آنها استتار کرد. در این حالت نیازی به تغییر محیط اطراف نیست. در عملیات والفجر هشت، منطقه ام الرصاص، نیروهای غواص در میان علفزارها و چولانهای آن طرف اروند رود رفته و چنان استتار کردند که وقتی گشتی عراقی آمده بود قدم بزند، پا روی کمر یکی از آنها میگذارد ولی باز متوجه نیروی خودی نمیشود.
2-استفاده از استتار مصنوعی :&nbsp;این نوع استتار بوسیله ی انسان بوجود می آید و هنگامی مورد استفاده قرار میگیرد که استتار طبیعی وجود نداشته باشد.مانند استفاده از تور، پارچه، و ... . در این حالت شناخت محیط و رنگ طبیعی آن از اهمیت خاصی برخوردار است و باید کاملا مورد توجه قرار گیرد. استتار طبیعی باید به گونه ای اجرا شود که حداکثر هم گونی و هم رنگی با محیط و روییدنیهای بومی را داشته باشد. وسایل باید طوری طعبیه شوند که دربرابر وزش بادهای شدید و تغییرات جوی و آب و هوایی پابرجا مانده و به صورت متناوب بازبینی و نگهداری شود.شیوه های استتار نزدیک از نظر اجرا :الف- استتار ثابت :&nbsp;این استتار زمانی به کار میرود که نفرات در مکان یا موضعی نزدیک دشمن متوقف شوند.ب-استتار متحرک :&nbsp;این استتار زمانی به کار میرود که نفرات در مناطق دشمن مجبور به حرکت باشند.اجرای استتار نزدیک :اجرای استتار در صحنه ی نبرد را میتوان به عنوان یک فن بیان نمود زیرا اجرای اصولی آن در غافلگیر کردن نیروهای دشمن نقش بسزایی داشته و میتوان ضمن انحراف فکر، طرح آتش دشمن را بر نیروها کاهش داده و متقابلا حداکثر بهره برداری جهت مقاصد نیروهای خودی به عمل آورد.غالبا ارتشهای دنیا براساس نوع تهدید، ابزارهای شناسایی دشمن و ... از روشهای مختلفی جهت استتار انفرادی استفاده میکنند اما به طور کلی میتوان دو شیوه ی عمده برای اجرای استتار نزدیک نام برد.1- اجرای سنتی :&nbsp;تغییر شکل و ایجاد هماهنگی نفرات، تسلیحات و تجهیزات با محیط پیرامون خود به گونه ای که کشف، شناسایی و تشخیص آن به سهولت ممکن نیست و انجام این استتار با هزینه ی بسیار کم و بدون بهره گیری از فناوری خاصی صورت گرفته و از طریق تمامی نیروها قابل اجرا است.
2-&nbsp;اجرای مدرن :&nbsp;جلوگیری از استفاده قدرت کشف، آشکارسازی، شناسایی و ردیابی انواع حسگرهای الکترواپتیک، راداری، لیزری،صوتی،مغناطیسی و ... دشمن و کلیه راه حلهای فنی و ابتکاری که در پنهان نگه داشتن نفرات، تجهیزات و ... موثر است.

استتار نزدیک از نظر زمان :الف- استتار تعجیلی :&nbsp;این استتار باید در کوتاهترین زمان و با استفاده از و سایل و مواد اطراف محیط انجام گیرد. برای مثال در زمان احساس خطر در مناطق هور در بین نیزارها میتوان سریعا خود و تجهیزات را استتار کرده و در شرایطی که فرصت زمانی خیلی کم باشد، با پوشاندن خود با وسایل مصنوعی و امکانات موجود حداکثر استتار به مرحله ی اجرا گذاشت. این استتار در آفند، پاتک و ... کاربرد دارد .ب &ndash; استتار با فرصت :&nbsp;استتاری که با استفاده از و سایل و امکانات موجود و با فرصت کافی اجرا میشود. این استتار بیشتر در مواضع پدافندی و عقبه به کار میرود.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هواپیمای 14 - F</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/هواپیمای-14---f</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/هواپیمای-14---f</guid>

<description><![CDATA[
گرومن اف-۱۴ تام&zwnj;کت&nbsp;مشهور به&nbsp;تام&zwnj;کَت[۱]&nbsp;هواپیمای&nbsp;جنگنده&nbsp;مافوق صوتی&nbsp;دو موتوره، دو سرنشین و با&nbsp;بال متحرک&nbsp;ساختشرکت گرومن&nbsp;در آمریکا است که نخستین پرواز خود را در سال ۱۹۷۰ انجام داد و از سال ۱۹۷۴ برای خدمت در نیروی دریایی آمریکا پذیرفته شد.

گرومن اف-۱۴ تام&zwnj;کت&nbsp;مشهور به&nbsp;تام&zwnj;کَت[۱]&nbsp;هواپیمای&nbsp;جنگنده&nbsp;مافوق صوتی&nbsp;دو موتوره، دو سرنشین و با&nbsp;بال متحرک&nbsp;ساختشرکت گرومن&nbsp;در آمریکا است که نخستین پرواز خود را در سال ۱۹۷۰ انجام داد و از سال ۱۹۷۴ برای خدمت در نیروی دریایی آمریکا پذیرفته شد.این هواپیما از ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۶ در&nbsp;نیروی دریایی ایالات متحده&nbsp;به عنوان&nbsp;جنگنده برتری هوایی،&nbsp;هواپیمای رهگیردفاعی و&nbsp;هواپیمای شناسایی&nbsp;تاکتیکی اصلی این نیرو خدمت کرد. اف-۱۴ بعد از اینکه در دهه ۱۹۹۰ مجهز به&nbsp;سیستم هدف گیری مادون قرمز در شب&nbsp;(LANTIRN) و سیستم پرواز سطح پائین گردید حملات موشکی هوا به زمین دقیقی را هم انجام داد.
اف-۱۴ تام&zwnj;کت در سال ۱۹۷۲ به عنوان جایگزین هواپیمای&nbsp;اف-۴ فانتوم ۲&nbsp;به خدمت نیروی دریایی ایالات متحده در آمد.و در سال ۱۹۷۶ به ایران صادر شد. این هواپیما برای&nbsp;نیروی دریایی آمریکا&nbsp;ساخته شده است. هواپیمای اف-۱۴ تامکت در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۶ در نیروی دریایی آمریکا بازنشسته شد.[۲]
&nbsp;


محتویات
&nbsp;&nbsp;[نهفتن]&nbsp;

۱&nbsp;پیدایش

۱.۱&nbsp;بهسازی&zwnj;ها و تغییرات
۱.۲&nbsp;اضافه کردن قابلیت تهاجم زمینی


۲&nbsp;طراحی

۲.۱&nbsp;بدنه هواپیما و بال&zwnj;ها
۲.۲&nbsp;موتورها و ارابه فرود
۲.۳&nbsp;تجهیزات هوانوردی و پرواز
۲.۴&nbsp;تاریخچه هواپیمای اف-۱۴ تامکت در آمریکا
۲.۵&nbsp;تاریخچه هواپیمای اف-۱۴ تامکت در ایران

۲.۵.۱&nbsp;پیش زمینه ی خرید هواپیمای اف-چهارده از سوی ایران
۲.۵.۲&nbsp;هواپیمای اف-چهارده در ایران




۳&nbsp;مدل&zwnj;های مختلف اف-۱۴ تامکت

۳.۱&nbsp;اف-۱۴ ای
۳.۲&nbsp;اف-۱۴ بی
۳.۳&nbsp;اف-۱۴ سی
۳.۴&nbsp;اف-۱۴ دی


۴&nbsp;کشورهای به کار گیرنده
۵&nbsp;مشخصات
۶&nbsp;جستارهای وابسته
۷&nbsp;منابع
۸&nbsp;پیوند به بیرون


&nbsp;
پیدایش[ویرایش]
طرح تولید اف-۱۴ هنگامی مطرح شد که برنامه تولید&nbsp;اف-۱۱۱بی&nbsp;به علت پاره&zwnj;ای مشکلات با شکست مواجه شد. وقتی فرمانده&nbsp;نیروی دریایی&nbsp;توماس کانلی طرح ساخت مدل متفاوتی از هواپیمای اف-۱۱۱ ای را برای پرواز به عهده گرفت، و دریافت که این هواپیما مشکل در پرواز در&nbsp;سرعت مافوق صوت&nbsp;دارد و توانایی به زمین نشستن آن ضعیف است، درکنگره تصریح کرد که با این وضع نگران وضعیت نیروی دریایی است. در مه سال&nbsp;۱۹۶۸&nbsp;کنگره آمریکا&nbsp;هزینه گذاری بر روی اف-۱۱۱ بی را قطع کرد تا اینکه نیروی دریایی چاره&zwnj;ای به وضعیت موجود پیدا کند.
آنچه که مورد نیاز&nbsp;نیروی دریایی ایالات متحده&nbsp;بود، داشتن جنگنده&zwnj;ای دوربرد و پرطاقت بود که بتواند از ناوگان جنگی ایالات متحده در مقابل&nbsp;موشک&zwnj;های ضد کشتی&nbsp;شلیک شده ازبمب&zwnj;افکن&zwnj;ها&nbsp;و&nbsp;زیردریایی&zwnj;های&nbsp;شوروی دفاع کند، در مقایسه با جنگنده اف-۴ فانتوم از&nbsp;رادار&nbsp;پرقدرت&zwnj;تر و موشک&zwnj;های دوربردتری به منظور رهگیری هواپیماها و موشک&zwnj;های دشمن برخوردار باشد و دارای خصوصیات&nbsp;برتری هوایی&nbsp;منحصربه&zwnj;فردی باشد. نیروی دریایی به شدت مخالف شرکت در طرح جنگنده تاکتیکی آزمایشی (تی&zwnj;اف&zwnj;ایکس) (که منجر به تولید دو جنگنده&nbsp;اف-۱۵و&nbsp;اف-۱۶&nbsp;شد) بود؛ چون تصور می&zwnj;کرد نیاز نیروی هوایی برای داشتن جنگنده&zwnj;ای با توان تهاجمی در ارتفاع پایین باعث می&zwnj;شود تا خصوصیات مد نظر نیروی دریایی تحت تأثیر قرار گیرد. اما وزیر دفاع وقت ایالات متحده رابرت مک نامارامعتقد بود داشتن هواپیمای سازمانی نظامی مشترک راه حل کم&zwnj;هزینه&zwnj;تری از طراحی جنگنده&zwnj;های جداگانه است. در آن زمان هواپیمای&nbsp;اف-۴ فانتوم ۲&nbsp;هم که در نیروی دریایی و&nbsp;تفنگداران دریایی&nbsp;طراحی شده بود در نیروی هوایی ایالات متحده هم استفاده می&zwnj;شد. لذا طراحی این هواپیما به دست گرومن آغاز شد.
طرح موفق گرومن در اف-۱۴ این بود که دوباره از موتورهای&nbsp;تی&zwnj;اف۳۰&nbsp;در هواپیمای اف-۱۱۱بی بر خلاف طرح نیروی دریایی برای استفاده از موتورهای&nbsp;اف۴۰۱پی&zwnj;دابلیو-۴۰۰&nbsp;که شرکت پرت و ویتنی برای نیروی دریایی ساخته بود، استفاده کرد. اگرچه این هواپیما از اف-۱۱۱ بی سبکتر بود، ولی بزرگترین و سنگینترین هواپیمایی ناو جنگی بود که از روی ناو پرواز می&zwnj;کرد. ابعاد بزرگ هواپیما به خاطر رادار بزرگ&nbsp;ای&zwnj;ان/ای&zwnj;دابلیوجی-۹، موشک&nbsp;ایم-۵۴ فینیکس، و یک باک داخلی بزرگ ۷۳۰۰ کیلویی از هواپیمای اف-۱۱۱بی بود.
بهسازی&zwnj;ها و تغییرات[ویرایش]
با گذشت زمان، مدل&zwnj;های اولیه تمام موشک&zwnj;های این هواپیما با موشک&zwnj;های پیشرفته&zwnj;تر جایگزین شدند که تجهیزات الکترونیکی مستحکم&zwnj;تر که امکان اعتماد بهتر به عملکرد هواپیما را ممکن می&zwnj;کرد، سامانه بهتر ای&zwnj;سی&zwnj;سی&zwnj;ام، و فضای بیشتر برای موتور هواپیما را داشتند. در اولین جایگزینی&zwnj;ها موشک هوا به هوا با رادار فعال فینیکس، موشک هوا به هوای&nbsp;آشیانه&zwnj;یاب راداری نیمه&zwnj;فعال اسپارو، و&nbsp;موشک هوا به هوای حرارت یاب سایدوایندر&nbsp;در مدل&zwnj;های دهه ۱۹۸۰ اعمال شدند.
طرح&nbsp;سامانه اکتشافی تاکتیکی هوابرد&nbsp;یا (TARPS) در دهه ۱۹۷۰ برای اف-۱۴ تامکت انجام شد. سامانه اکتشافی (TARPS) در زیر بدنه اصلی استوانه&zwnj;ای هواپیما نصب می&zwnj;شد و رابط&zwnj;های مخصوص خود را هم با خود داشت. حدود ۶۵ اف-۱۴ مدل ای و تمام اف-۱۴های دی برای حمل این سامانه بهسازی شدند. این سامانه در وهله اول توسط آرآی&zwnj;او در صندلی عقب که یک نمایشگر پیچیده TARPS برای مشاهده آمار دریافتی اطلاعاتی را به همراه داشت، کنترل می&zwnj;شد. سامانه&zwnj;های اکتشافی تاکتیکی هوابرد در سال ۱۹۸۰ معرفی شدند. در سال ۱۹۹۶ سامانه&zwnj;های TARPS با دوربین&zwnj;های دیجیتالی (TARPS-DI) بهسازی شدند. دوربین&zwnj;های دیجیتالی یکبار دیگر هم در اوایل سال ۱۹۹۸ بهسازی شدند که سامانه را هم با خود داشتند.
درسال ۱۹۸۷ برخی از اف-۱۴های مدل ای با موتور&nbsp;جنرال الکتریک اف۱۱۰&nbsp;بهسازی شدند. این تامکت&zwnj;ها تامکت&zwnj;های دوباره طراحی شدهٔ اف-۱۴ ای+ بودند که بعدها در سال ۱۹۹۱ به اف-۱۴ بی تغییر یافتند. هواپیماهای مدل دی هم در همین دوره گسترش یافتند که موتورهای جنرال الکتریک اف۱۱۰ را با تجهیزات دیجیتالی هوانوردی جدیدتر مانند&nbsp;کابین خلبان شیشه&zwnj;ای&nbsp;با خود داشتند.
اضافه کردن قابلیت تهاجم زمینی[ویرایش]
طراحی[ویرایش]
بدلیل هزینه بالای طراحی این سوپر جنگنده در آن زمان، شرکت گرومن مجبور شد پروژه طراحی تام&zwnj;کت را به&zwnj;طور مشترک با&nbsp;نیروی دریای آمریکا&nbsp;ادامه دهد.[۳]





این بخش نوشتار نیازمند&nbsp;گسترشاست با:اضافه کردن عناوین خالی.




بدنه هواپیما و بال&zwnj;ها[ویرایش]
موتورها و ارابه فرود[ویرایش]
تجهیزات هوانوردی و پرواز[ویرایش]




اف-۱۴ در حال شلیک&nbsp;موشک فونیکس




&nbsp;


فیلمی از پرواز نمایشی یک اف-۱۴ب آمریکایی


کابین خلبان اف-۱۴ تامکت دو جایگاه سرنشین در طول هم دارد. خلبان و افسر مسئول رادار رهگیری (آرآی&zwnj;او) روی&nbsp;صندلی پرتاب به بیرونمارتین-بیکر جی&zwnj;آریو-۷ای که با راکت حرکت می&zwnj;کند و از سطح زمین و با سرعت صفر ۴۵۰&nbsp;گره&nbsp;به بالا پرتاب می&zwnj;شود، می&zwnj;نشینند. آنها درکاناپی&nbsp;هواپیما مجهز به ۴ آینه، دید ۳۶۰ درجه به بیرون دارند که یکی از این کاناپی&zwnj;ها برای افسر مسئول رادار رهگیری و دیگری برای خلبان است. کاناپی اف-۱۴ کاناپی سنتی است که دارای سه قسمت است. اما ساختار کلی آن بزرگ است و دید خوبی را از آن می&zwnj;توان داشت. خدمه هواپیما از کنترلگرها و دستگاه قدیمی و کلاسیک این هواپیما که ساختار چند گونه آنالوگ و دیجیتالی دارند، استفاده می&zwnj;کنند. کنترل هواپیما فقط به عهده خلبان است. تاکنون هیچ گونه سامانه کنترل دو نفری برای اف-۱۴ ساخته نشده است. کنترل&zwnj;گرهای اصلی اف-۱۴ یکنمایشگر سربالا&nbsp;است که توسط شرکت کایزر ساخته شده است و دو نمایشگر وی&zwnj;اس&zwnj;آی و اچ&zwnj;اس&zwnj;آی هستند که اطلاعات مربوط به سرعت، جستجو، و سایر اطلاعات را می&zwnj;دهند. اف-۱۴ای و اف-۱۴بی مثل هواپیماهای&nbsp;اف-۱۶&nbsp;و&nbsp;اف-۱۸&nbsp;نمایشگر چندکاره ندارند.
اف-۱۴ تامکت دماغه بزرگی دارد و این به خاطر آن است که هواپیما نه تنها دو سرنشین دارد، بلکه تعداد زیادی از سامانه&zwnj;های&nbsp;هوانوردی&nbsp;را هم دارد. ای&zwnj;سی&zwnj;ام (ECM) و قسمت جستجوگر خیلی فراگیر و بزرگ هستند. قسمت اصلی رادار هاگز ای&zwnj;دابلوجی-۹ ایکس-باند است که در مدل&zwnj;های ابتدایی سامانه دیجیتالی ۵۴۰۰ بایتی سبکی با&nbsp;حافظه دسترسی تصادفی&nbsp;۳۲ کیلوبایتی را به همراه داشت. دیش آنتن، دیش عریض ۹۱ سانتیمتری مسطح است که ۱۰ کیلووات برق مصرف می&zwnj;کند و آنتن&zwnj;های پیچیده آی&zwnj;اف&zwnj;اف (IFF) دارد. چندین دستگاه جستجوگر و ردگیری دیگر نظیر&nbsp;ردگیری به هنگام جستجو، حرکت دادن به هنگام جستجو، تعقیب تک هدف پالس دوپلر (PDSTT)، و دستگاه تعقیب (JAT) نیز وجود دارند. این هواپیما قادر است ۲۴ هدف هوایی را به طور هم&zwnj;زمان رهگیری نموده و در آن واحد به سمت ۶ هدف در حالت ردگیری به هنگام جستجو تا حدود ۱۰۰ کیلومتر&nbsp;موشک&nbsp;شلیک کند. در حالت فقط-پالس (STT) برد حدود ۱۵۰ کیلومتر است. حداکثر برد جستجوگری فراتر از ۱۹۰ کیلومتر است، که حتی روی جنگنده&zwnj;ای دیگر در ۱۲۰ الی ۱۴۰ کیلومتری هم می&zwnj;توان قفل راداری انجام داد.&nbsp;موشک&zwnj;های کروز&nbsp;هم می&zwnj;توانند هدف این هواپیما با رادار ای&zwnj;دابلیوجی-۹ قرار بگیرند. چون این رادار در حالت دوپلر-پالس روی اهداف کوچک در ارتفاعات پائین هم قفل می&zwnj;کند و آنها را تعقیب می&zwnj;کند. دیش آنتن رادار در دماغه هواپیما قرار گرفته است و بیشتر سامانه&zwnj;های هوانوردی رادار درست در قسمت پشت دماغه نزدیک جایگاه خلبان جاسازی شده&zwnj;اند. سامانه&zwnj;های هوانوردی دیگر نیز (نظیر آی&zwnj;اف&zwnj;اف، رادیوهای برقراری ارتباط، ابزارهای جهت یاب و غیره) در نزدیکی جایگاه افسر رادار رهگیری قرار گرفته&zwnj;اند و بیشتر باسامانه&zwnj;های نمایشگر رادار ای&zwnj;ان&zwnj;دابلیوجی-۹ ترکیب شده&zwnj;اند.
هواپیماهای تام&zwnj;کت همچنین سامانه&nbsp;سیگنال&zwnj;های الکترونیکی مقابله، سامانه&zwnj;های اخطارگر رادار(RWR)، پخش کننده&zwnj;های&nbsp;خاشه/شعله&nbsp;در قسمت دم هواپیما، هماهنگ کننده آمار بین جنگنده&zwnj;ها، و سامانه دقیق ناوبری اینرسی نیز دارند. هماهنگی&zwnj;های اولیه در کامپیوتر ناوبری برنامه ریزی می&zwnj;شود و یک گردش نما در سیستم تمام حرکات هواپیما را زیر نظر دارد. این حرکات هواپیما به کامپیوتر ناوبری فرس]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نگاه ما به تحولات اوکراین</title>
<link>https://khakgolgon.loxblog.com/نگاه-ما-به-تحولات-اوکراین</link>
<guid>https://khakgolgon.loxblog.com/نگاه-ما-به-تحولات-اوکراین</guid>

<description><![CDATA[
در این پست مطالبی در مورد اتفاقات اخیر اکراین در اروپا اورده ایم.

تحولات اوکراین نگاه تازه&zwnj;ای به صحنه بین&zwnj;الملل را در پی داشته است. منازعه نسبتاً پرشدت غرب و روسیه بر سر مسائل اوکراین نشان می&zwnj;دهد که صحنه بین&zwnj;الملل در سالهای آینده و تا شکل&zwnj;گیری یک نظام مشخص حقوقی در این صحنه دستخوش رخدادهای پرتنش خواهد بود، این تحولات سبب گمانه&zwnj;زنی&zwnj;های زیادی در سطح بین&zwnj;الملل شده است. بعضی از ناظران آن را نشانه شکل&zwnj;گیری مجدد نظام دو قطبی و باز تولید مناسبات پس از جنگ جهانی دوم دانستند. بعضی دیگر از این ناظران قدرت&zwnj;نمایی روسیه در ماجرای اوکراین را نشانه بالینی بازگشت روسیه به عرصه جدی رقابت&zwnj;های بین&zwnj;المللی تلقی کردند و بعضی دیگر از تحلیل&zwnj;گران این تنش&zwnj;ها را آخرین رویارویی&zwnj;ها و اعلام وجود نظام پیشین بین&zwnj;الملل دانستند.تحولات اوکراین و ادبیاتی که در این روزها در عرصه بین&zwnj;الملل شکل گرفت به خوبی اهمیت دوباره ابزارهای امنیتی- نظامی را نشان داد. تا پیش از این بعضی از نظریه&zwnj;پردازان حوزه بین&zwnj;الملل با اشاره به تمرکز توجهات در آمریکا، اروپا و آسیا در مسائل اقتصادی می&zwnj;گفتند اقتصاد به مرور به جای مسائل نظامی نشسته و از اهمیت آن در پازل قدرت ملی و بین&zwnj;المللی کاسته است. بعضی دیگر از اساتید دانشگاهی با اشاره به تحول عظیم در حوزه مخابرات و الکترونیک معتقد بودند توانمندی&zwnj;های الکترونیکی، اهمیت ابزارهای نظامی را تحت تأثیر قرار داده و از اولویت خارج کرده است. بعضی دیگر هم با اشاره به قدرت رسانه و افکار عمومی می&zwnj;گفتند قدرت نرم رسانه بر قدرت سخت نظامی غلبه کرده و آن را به حاشیه برده است. اما تحولات اوکراین نشان داد که این گزاره&zwnj;ها از آنچنان استحکامی برخوردار نیستند. بدون تردید اقتصاد و سرمایه، مخابرات و الکترونیک، رسانه و افکار عمومی و... نقش برجسته&zwnj;ای دارند ولی هنوز این موضوعات در پازل قدرت یک کشور به موضوع درجه اول تبدیل نشده است. هنوز قدرت نظامی به همراه هوشمندی رهبران در استفاده درست و بهنگام از آن در فرمول قدرت جایگاه ویژه&zwnj;ای دارد. در تحولات اوکراین، روسیه با استفاده از نیروی دریایی خود موفقیت برنامه غرب درباره اوکراین را با سؤالات و ابهامات زیادی مواجه کرد. متقابلاً آمریکایی&zwnj;ها و انگلیسی&zwnj;ها هم- البته به گونه&zwnj;ای احتیاط&zwnj;آمیز- از &laquo;گزینه نظامی&raquo; سخن به میان آوردند. این خود گواه آن است که در قدرت ملی یک کشور قدرت نظامی حرف تعیین&zwnj;کننده&zwnj;ای می&zwnj;زند. برای اثبات این نظریه علاوه بر اظهارات اخیر مقامات روسیه و آمریکا می&zwnj;توان از طریق برهان خلف نشان داد که کشوری نظیر ژاپن که از قدرت اقتصادی نسبتاً مناسبی برخوردار است ولی به دلیل فقدان توانمندی&zwnj;های نظامی نمی&zwnj;تواند در تحولات جهانی و منطقه&zwnj;ای معطوف به قدرت به ایفای نقش ملی خود بپردازد و لذا همواره در ذیل سیاست قدرت&zwnj;های دیگر تعریف می&zwnj;شود یا مثلاً کشوری مانند قطر تا چندی پیش از یک شبکه تلویزیونی بسیار پرقدرت برخوردار بود ولی به دلیل اینکه فاقد قابلیت&zwnj;های نظامی- امنیتی بود، نتوانست موفقیتی به همراه بیاورد تا جائی که &laquo;خالد محمد العطیه&raquo; وزیرخارجه قطر در تاریخ سوم بهمن ماه گذشته در مصاحبه&zwnj;ای گفت: &laquo;تنها چیزی که ما همیشه تلاش می&zwnj;کنیم تا متحدانمان را به آن تشویق کنیم این است که در هر موضوعی در منطقه، ما را نیز سهیم کنند یا دست کم ما را هم مد نظر داشته باشند&raquo;.نیروی نظامی به شرطی که تحت یک رهبری هوشمند قرار داشته باشد این توانایی را دارد که در لحظه حساس، سرنوشت یک منازعه را به نفع کشور و ملت خود برگرداند. این اتفاق در ماجرای اوکراین افتاد. ارتش روسیه در این ماجرا بدون آنکه به سمت کسی شلیک کند به اوضاع مسلط شد و مانع شکل&zwnj;گیری یک توطئه بزرگ امنیتی علیه روسیه گردید. از آن طرف به تجربه دریافته&zwnj;ایم که راه غلبه بر یک کشور و از کار انداختن سایر ابزارهای قدرت آن، تضعیف موقعیت نظامی آن کشور است. به دو مثال توجه کنید: در یک مقطعی، اقتصاد ژاپن و میزان تولید ناخالص داخلی این کشور از آمریکا هم جلوتر بود و کالاهای ژاپنی هم بازارهای بین&zwnj;المللی را به تسخیر درآورده بودند اما دیری نپائید که آمریکایی&zwnj;ها با یکی دو تشر و با افزایش تعرفه گمرکی به روی کالاهای ژاپنی این کشور را از نفس انداختند. مورد دوم مواجهه غرب با ایران است. تاریخ 35 ساله اخیر ما می&zwnj;گوید که تضعیف قدرت نظامی ایران همواره در دستور کار غرب بوده است. همین حالا که مذاکرات هسته&zwnj;ای میان ایران و غرب جریان دارد، مقامات آمریکایی و انگلیسی همواره در هنگام مذاکره و پیش و پس از آن روی قدرت نظامی ایران تمرکز کرده و راه حل پرونده هسته&zwnj;ای را در کاستن از قدرت نظامی می&zwnj;دانند و در نهایت وقتی که می&zwnj;خواهند دلایل مذاکره هسته&zwnj;ای با ایران را ذکر کنند به اطمینان یافتن از مهار قدرت نظامی ایران اشاره می&zwnj;نمایند. این موارد به خوبی نشان می&zwnj;دهد که هر کشوری برای پاسداری از قدرت ملی خود باید موقعیت نظامی خود را دائماً تقویت نماید. کما اینکه همین قدرت&zwnj;های نظامی دنیا که در ادبیات صادراتی اقتصاد، رسانه،&zwnj; الکترونیک و تکنولوژی را برتر از قدرت نظامی معرفی می&zwnj;کنند و برای آن به تئوری&zwnj;پردازی در مجامع علمی دنیا و از جمله - از طریق واسطه&zwnj;ها- در دانشگاه&zwnj;های ما سرگرم هستند، خود دائماً بر توانایی&zwnj;های نظامی خود می&zwnj;افزایند و هیچ گزارشی مبنی بر اینکه یکی از این کشورها از میزان نفرات نظامی و یا از میزان تانک&zwnj;های خود کاسته باشد، منتشر نشده است! همین دو هفته پیش رسانه&zwnj;های آمریکایی فاش کردند که ارتش آمریکا طی سه سال اخیر بمب&zwnj;های اتمی خود را نوسازی و به روزرسانی کرده است!نکته دیگر در تحولات اوکراین بود که موضع قاطع روس&zwnj;ها و چابکی رئیس جمهور پوتین در واکنش، سبب منفعل شدن غرب گردید. این که غربی&zwnj;ها از تحریم اقتصادی سخن می&zwnj;گویند و ناتو در مقابل تحرک نظامی ارتش روسیه و مانور اخیر آن دست به کاری نمی&zwnj;زند و به عبارت&zwnj;پردازی&zwnj;&nbsp; بسنده می&zwnj;کند نشان می&zwnj;دهد که غرب در حالت انفعال قرار دارد. حال تصور کنید که روسیه به جای واکنش صریح و سریع به صدور بیانیه و اظهار نظرات رسانه&zwnj;ای در مخالفت با وقایع سوم اسفند اوکراین، بسنده می&zwnj;کرد، امروز نظامیان ناتو در دریای سیاه و دریای آزرف مستقر بودند و مرزهای روسیه در معرض تهدید امنیتی بود و از اعتبار روسیه کاسته شده بود. این موضوعات به خوبی بیانگر آن است که دستگاه تصمیم&zwnj;گیر در یک کشور در هنگام مواجه شدن با پدیده&zwnj;ای که برای امنیت و منافع ملی کشورشان خطرناک است، باید قاطع عمل کرده و از اظهارات دوپهلو اجتناب نماید. بدترین نوع موضع&zwnj;گیری یک کشور در چنین رخدادهایی استفاده از کلمات مبهم- مثل این که ما از تحولات اوکراین نگران هستیم- است چرا که موضع مبهم یک کشور را در موضع قطعی باخت قرار می&zwnj;دهد. موضع مبهم گرفتن گاهی از قرار گرفتن در کنار طرف بازنده هم مضرتر است. از این منظر بد نیست نگاهی به موضعگیری ایران در قبال تحولات اوکراین بیاندازیم.بعید است که در دنیا کسی تردید داشته باشد در این که ایران در زمره کشورهای &laquo;برون&zwnj;نگر&raquo; در عرصه سیاست خارجی است. از آنجا که نظام سیاسی ایران از یک سو برآمده از یک مکتب جهانی و از سوی دیگر برخاسته از یک انقلاب بزرگ با داعیه&zwnj;های کلان بین&zwnj;المللی است، نمی&zwnj;تواند سیاست درون&zwnj;نگر داشته و مثل خیلی از کشورهای دیگر- که سیاستشان درون&zwnj;نگر است- در قبال تحولاتی در اندازه تحولات اوکراین سکوت کند. تاثیر درازمدت تحولات منطقه اوکراین و تاثیر شکل&zwnj;گیری منازعه&zwnj;ای میان غرب و روسیه آنقدر فراگیر است که منافع و موقعیت ملی ما را هم تحت تاثیر قرار می&zwnj;دهد. از سوی دیگر ما از ماجرا و تحولاتی حرف می&zwnj;زنیم که یکی از طرف&zwnj;های اصلی آن یک &laquo;همسایه&raquo; ماست، همسایه&zwnj;ای که در گروهی از موارد با ما اشتراک منافع و در نتیجه اشتراک نظر دارد. کما اینکه از منظر ملی روسیه بخش زیادی از نگرانی&zwnj;های امنیتی و سیاسی خود را با کمک ایران حل می&zwnj;کند و متقابلا ایران نیز از حمایت روسیه در پرونده سوریه، لبنان، عراق، افغانستان، هسته&zwnj;ای و... استفاده می&zwnj;کند. علاوه بر این در این ماجرا به هر حال روسیه پنجه در پنجه دشمن ما یعنی غرب دارد خود این ماجرا هم ما را وادار می&zwnj;کند که از شکست دشمن خود خشنود باشیم ولو این که انتقاداتی هم به طرف روس داشته باشیم. &nbsp;جمع&zwnj;بندی تحولات اوکراین و انطباق ابعاد آن با منافع و امنیت ملی ایران خیلی کار سختی هم نبوده است. با این وجود وزیر محترم امور خارجه در واکنش به تحولات اوکراین به ابراز یک جمله کوتاه بسنده کرد: &laquo;از آنچه در اوکراین می&zwnj;گذرد نگرانیم!&raquo; در این اظهارنظر دکتر ظریف مشخص نیست که ما چرا نگرانیم؟ نگران چه بخشی از ماجرا هستیم؟ چه چیزی را قانونی و چه چیزی را غیرقانونی می&zwnj;دانیم؟ و در نهایت در این منازعه پرشدت چه نظری داریم. حالا در این ماجرا سه فرض جدی وجود دارد: 1- یانوکوویچ یا یکی از افراد جبهه&zwnj;ای که او در آن قرار دارد دوباره به قدرت بازگردند 2- تیموشنکو یا یکی از افراد جبهه&zwnj;ای که او در آن قرار دارد بر اوضاع مسلط شود 3- طرفین به مصالحه برسند و یک دولت ترکیبی بر سر کار بیاید. در کدام یک از این سه گزینه، ایران می&zwnj;تواند بگوید من برای حل بحران کاری کرده و متناسب با آن توقعی دارم. یانوکوویچ و تیموشنکو طبعا باید به ظریف بگویند ما که سر در نیاوردیم شما در کجای قصه قرار داشتید. اگر کار به مصالحه هم برسد ایران با این موضع نمی&zwnj;تواند نقشی به عهده بگیرد.ما به عنوان یک کشور برون&zwnj;نگر که سرمنشأ بسیاری از تحولات جهانی هستیم و کم نیستند تحلیلگرانی که می&zwnj;گویند مقاومت جدی 35 ساله ایران به روس&zwnj;ها آموخته است که می&zwnj;توان با قدرت در برابر غرب ایستاد و آن را وادار به عقب&zwnj;نشینی و انفعال کرد با این وصف ما باید تحولات اوکراین را به منزله یک فرصت مهم تلقی کرده و از آن برای بسط قدرت و نفوذ خود استفاده کنیم. چگونگی این استفاده و بخصوص استفاده از آن برای مقاومت در برابر زیاده&zwnj;خواهی غرب در پرونده هسته&zwnj;ای خود به یک یادداشت مستقل نیازمند است.سعدالله زارعی]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:35:56 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

